تبليغاتX
انشای من

انشای من

وقتی یک پرتقال را نگاه میکنی  حتی اگر تمام اطلاعات قبلی  خود را کنار بگذاری  به اعجابش پی میبری

و از آن  به آن که باید برسی  میرسی  (چه جمله ای!!)

از رنگ نارنجی که به صورت تعجب آوری زیباست  و دانه های  روی پوست پرتقال  که اگر با سوزنی  آنها را  بفشاری  آبی که  از آنها خارج میشود را خواهی دید.

کافیست خودت را بگذاری  جای اولین کسی که پرتقال دیده  اول آن را بو خواهی کرد و از بوی زیبایش اشتهایت باز شده واز روی  پوست آنرا گاز خواهی زد اما وقتی  طعم ناجور مایع داخل پوست  را متوجه شدی پرتقال بعدی را دیگر گاز نمیزنی.

بلکه سعی میکنی  زودتر  به داخلش برسی  اما چطور؟

با تمام  قدرت پاره اش میکنی و از رنگ نارنجی داخلش  تعجبت بیشتر میشود سعی میکنی داخلش را بخوری .

به راستی  یک پرتقال  از کجا آمده  ؟  چه کسی  این جور  ساختش .

ظاهر هر پرتقال  با پرتقال دیگر  متفاوت است  اگر دید نقاشانه  داشته باشی  به این نیز میرسی

ولی  آیا به این نیز فکر میکنی  که چه اعجاز  و  اعجابی در آن وجود دارد؟

صرف  نظر از تمام اطلاعات  غذایی  آن   تنها  با ظواهر  آن

چرا از یاد برده ایم  فطرت خویش را؟  پرتقال را ؟پرتقال  یعنی خود  خدا

آنوقت است که دیگر نمیتوانی  پرتقال  را دوست نداشته باشی  چون حس میکنی رابطه  ای در درونت  با پرتقال  و آن  بالایی  برقرار است.  اگر دلت مثل پرتقال  صاف  باشد.

ودرست آنوقت است  که هرچیزی  را مه مربوط به پرتقال است دوست خواهی داشت  و از آن لذت میبری  چون رابطه ای در ذهن توست با آنچه فطرتا دوست داری  اگر حتی  به خاطر این مسئله  تمام  زندگیت را نارنجی  کنی  دور از فطرت الهی تو نیست

و میتوانی با پرتقال به خدا نزدیک شوی

گفتم که بدانی  همین

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391ساعت 9:15  توسط سید محمد قاسم بیننده  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

هیچکس آنطوری که تو دوست داری  دوست ندارد...  این را رسیده ام.  شاید مقداری مادر.

هیچکس به آن شیوه ای که  تو رفاقت  میکنی ودوست داری که رفاقت کنی  رفاقت نمیکند.   اصلا رفاقت نمیکند

هیچکس آن طوری که تو هستی نیست...

همیشه جذاب  همیشه مهربان  همیشه  به موقع به داد  دل رفیقت  میرسی  .  راستی ممنونم.

ولی  هیچکس تو نمیشود    خودمانیم   ای کاش میشد بیایی  آخر دگر  هیچکس نمانده  میشود این بار را به حرف  من  گوش دهی  و بیایی  دلم تنگ شده است. 

میدانم  میدانی  پس دریاب

دلتنگی یعنی  اگر نتوانی  خودت را  مشغول کنی  از فکر یارت بیرون  نمی آیی.  آخر  چقدر دلتنگی  .

اما  وقتی نیستی  همین  دلتنگی هست که مرا زنده  نگه میدارد  روحیه میدهد

هیچکس آن طوری که تو هستی نیست...

هیچکس  تو   نمیشود

اصلا اینها نمیدانند  رفاقت  یعنی چه  میشود بیایی و یادشان بدهی 

از بس  نبودی  کمی از رفاقتهایمان  را از یاد برده ام

هیچکس آن طوری که تو هستی نیست...

سرنوشت من به تو بسته  است   خب رفاقت به درد  همین روزها میخورد دیگر  نه    پس  چرا نمی  آیی

 

بیا  ای  جلوه ی  زیبایی  نا تمام

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391ساعت 8:47  توسط سید محمد قاسم بیننده  | 

-خدایا چه کنم از آمال و آرزو هایی که در دل داشتم و هم چنان در حسرت آن ها هستم.

-چه بگویم از غفلت،تنبلی،سستی

-چه بگویم از فراموشی یادت ،دلم گرفته از آن چه که باید می کردم و نکردم.

-چه شب های که می توانستم با تو همانند امشبی صحبت کنم .

-چه کنم که اندازه آرمان هایم بلند تر از تلاش و کوششم است

-چه کنم که سبک شمردم عمرم را،خودم را،خدایم را

-امان از ان لحظاتی که در اختیارم بود و حسرتش را در ان دم آخر یکجا می خورم

-ای وای از دم که فرو رود و بر نیاید.

-فکر کنم سختی مرگ که گویند جز حسرت لحظات از دست رفته نباشد

و چه دردی بالاتر از آن که میدانی که می توانی ولی انجام نمی دهی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391ساعت 16:3  توسط عليرضا دهفولي  | 

فاطمیه 91 در حالی آغاز گردید که رسانه ملی در ابتدا با پخش برنامه های مذهبی شروع خوبی را آغاز کرد ولی متاسفانه با انجام چند عمل فضا را به سمتی برد که نمی توان جز هدفدار بودن عملکرد آنها برداشت دیگری داشت. همانطور که ذکر شد، طنز جایگاه بالایی دارد ولی انگار معنای طنز برای مسئولین تغییر کرده است چرا که دیگر به طور یقین می توان اطمینان داشت طنز از منظر مسئولین رسانه ملی، مسخره کردن همدیگر و لودگی است. انگار باید به شیوه دیگری معنای طنز را برای آنها یادآوری کرد. علاوه بر مفهوم انگار در زمان سنجی نیز تقویم نادرستی به دست گرفته اند. البته مشکل از خود آنها نیست بلکه انگار منشی آنها هنوز تقویم 91 را برایشان آماده نساخته است که پخش مجموعه به نظر طنز را اول فاطمیه می گذارند. ما که هر جور خواستیم توجیه این عمل را کرده باشیم، موفق نشدیم و چیزی پیدا نکردیم جز بی لیاقتی مسئولین این قسمت که دیگر زنده کردن ارزش ها را دنبال نمی کنند بلکه قصد در نابودی ارزش ها دارند. انگار دوباره باید وحید خراسانی ها پیاده به خیابان بیایند تا شور فاطمیه نابود نشود.

اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخرا ظالم ظلم حق محمد و آل محمد


برچسب‌ها: رسانه ملی, انتقاد, فاطمیه
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم فروردین 1391ساعت 11:31  توسط مهدی شیرازی  | 

خدایا ...!!!

آن شب که  خاک  مرا روح بخشیدی   چه کردی  با من  ؟  روح بود  یا هوای  پریشانی آتشفشان ؟!!!آتشفشانی  که  آرام  ندارد .  قرار  ندارد  .     صعود  و آزاد  شدن  تمام

آتشفشان دل  که با  گوهر گداخته ی  محبت زهرا  میجوشد  و مدام  به  حال صعود  خودش فکر میکند  و سرد شدن  و  آرام  شدن   .

آرام  شدن  گدازه هایی  که از آتش  خشم و  کینه  نسبت به طاغوت  پست  و  فرومایه  میجوشد و  لحظه ای  نمینشیند     آری     ما  زنده  به آنیم  که  آرام  نگیریم 

بار  خدایا   رحمانا  قهارا 

چه روحی  به  مولانا  امیرالمومنین  بخشیدی  ؟   چقدر  صبرش  بالا  و  والاست.

حقا که  تحمل این آتشفشان  جوشان  و  خروشان وشقشقیه  از بغض  فقط از علی  بر میآید  نه  کس دیگر   ...

ای  الله  مهربان  صبر و توفیقی  عطا  کن  که  آتشفشان   دلهامان را به آتشفشان  دل علی  که بدست فرزندش  به  با شمشیر  خودش  فوران خواهد  کرد  و پوزه ی  طاغوت  را  به خاک  مذلت  خواهد  کشاند   وصل کرده  و با  او همراه  شویم 

   افرغ علینا  صبرا  ثبت  اقدامنا  وانصرنا  علی القوم الکافرین

خیالِ رویِ تو در هر طریق همره ماست

        

نسیمِ مویِ تو پیوندِ جان‌آگه ماست

به رَغم مُدعیانیِ که منع عشق کنند

جمال چهره‌ی تو حُجَّت مُوجّه ماست

ببین که سیب زنخدان تو چه می‌گوید:

«هزار یوسُفِ مصری فُتاده در چَهِ ماست»

اگر به زلفِ درازِ تو دست ما نرسد

گناهِ بختِ پریشان و دستِ کوتَهِ ماست

به حاجبِ درِ خلوتِ سرایِ خاص بگو:

«فلان زِ گوشهِ نشینانِ خاکِ درگهِ ماست

به صورت، از نظرِ ما اگر چه محجوب است

همیشه در نظرِ خاطرِ مُرَفَّه ماست

اگر به سالی، حافظ، دری زَنَد، بِگُشای

که سال‌هاست که مُشتاقِ روی چون مهِ ماست»

 

 

حرف آخر  در ره منزل  لیلی  که خطر هاست درآن    شرط اول  قدم آنست  که  ...!!!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم فروردین 1391ساعت 12:7  توسط سید محمد قاسم بیننده  | 

تعطیلات نوروزی امسال نیز در صدا و سیما گذشت و آنچه که باقی خواهد ماند، تجربه ایست برای سال های آتی.

عملکرد امسال رسانه ملی را حقیقتاً نه می توان ستود و نه می توان نفی کرد. زیرا امسال رسانه ملی با توجه به هزینه های گزافی که به خصوص برای برنامه های شب عید خود در نظر گرفت، نظر اکثر منتقدین را به ضرر خود گردانید ولی از طرف دیگر با پخش بیش از 50 درصدی فیلم های ایرانی نسبت به فیلم های خارجی قدمی در بومی سازی فیلم های خود قرار داد.

اما آن چیز که می توان بیان داشت، بیش از مفید واقع شدن، رسانه ملی عملکرد ضعیفی داشته است. این مسئله را نمی توان بر آن داشت که مسئولین این رسانه کم کاری کرده اند بلکه باید به این مسئله نگاه کرد که نسبت به رسانه های فارسی زبان خارجی، بار سنگینی بر دوش مسئولین است لذا انتظارات از آنها افزایش قابل توجهی خواهد داشت.

در وهله اول باید تیر انتقاد خود را به برنامه های شب عید معطوف داشت، زیرا به جای آنکه برنامه های فرهنگی و مناسب طبع ایرانی باشد، بیشتر شبیه برنامه های شبکه های فارسی زبان خارجی بود. نمی توان گفت این کار را تقلید محض بوده است یا نه ولی خوب است مسئولین بدین نکته توجه داشته باشند که شبیه سازی غربی برای جذب مخاطب آن شبکه ها، آیا تاکنون مفید بوده است یا نه؟

این شبیه سازی ها که در برنامه هایی مشابه کلاغ نیوز، مجله خبری و دیگر برنامه ها انجام شده است آیا حقیقتا جایگاه برنامه های غربی را گرفته است؟ آیا حقیقتاً باعث جذب مخاطب بیشتر گردیده است؟

در برنامه های شب عید به وضوح می توان دید که دعوت این همه هنرپیشه و خواننده و بیان بیوگرافی آنها کافی نبوده است. این کار بیشتر شبیه وقت گذرانی است تا زمان تحویل سال نه برنامه ای مناسب حال طبع ایرانی. تازه از هزینه گزاف برای دعوت این افراد و اینکه این پول، حق بیت المال است را بگذریم.

در وهله دوم، سریال های رسانه ملی مورد هدف منتقدین قرار گرفته است. باز هم رسانه ملی انگار جذب مخاطب را بر هدف ترجیح داده بود زیرا همانطور در سال های اخیر دیده می شود، چه در سینما و چه در رسانه ملی، حجم کارهای پرمخاطب به خصوص طنزوار افزایش بسیار زیادی کرده است.

طنز به نوبه ی خود خوب است ولی طنز با مسخره بازی فرق می کند. در طنز در کنار خنداندن نقد اجتماعی و ساختاری می شود. آن هم نه نقد کوبنده بلکه نقد سازنده.

متاسفانه در مجموعه های طنز اخیر چیزی از نقد دیده نمی شود و فقط مسخره بازی و در برخی حتی شوخی های جنسی و دارای فساد اخلاقی وجود دارد.

از این منظر است که نمی توان گفت هر سریال و فیلم خنده آوری مناسب خانواده و منتقد است.

در وهله سوم، جایگاه سینمای ایران در رسانه ملی بیان می شود. نکته قابل تشکر از رسانه ملی این است که سهم سینمای ایران افزایش قابل توجهی داشته است ولی باید این سوال تکراری را باز پرسید که آیا فقط جذب مخاطب مهم است؟

رسانه ملی بیانگر فرهنگ و ایدئولوژی ملت است. این رسانه ملی است که سیاست های فرهنگی را به خورد جامعه می دهد. البته کم ظاهر شدن رسانه ملی در این فریضه را نمی توان به همین جا اشاره کرد که این قصه سر دراز دارد.

رسانه ملی در نوروز امسال شروع به پخش فیلم های پرمخاطب سال 90 همانند اخراجی ها3، ملک سلیمان نبی، ناسپاس، به رنگ ارغوان و ... کرد. اگرچه در اوایل سال خبر پخش سریال اسکاری جدایی نادر از سیمین از رسانه ملی در رسانه های مجازی پخش شده بود که توسط کارگردان آن رد شد.

در انتها باید تذکر داد ای کاش مسئولین رسانه ملی به جای شبیه سازی غربی، از ابتکارات نیروهای داخلی خود استفاده بهینه بنماید. این بدان منظور نیست که برنامه ها کاملاً شبیه سازی شده بودند زیرا برنامه های ابتکاری نظیر کلاه قرمزی، شکرستان، می رویم مسافرت برای نسل کودک و نوجوان، مسابقات زوج برتر، از کی بپرسم؟ و ... برای نسل جوان را می توان ذکر کرد ولی باز نسبت به حجم دیگر برنامه ها کم است و انتظارات بالا. طوری که انتقاد اکثر مردم و ائمه جمعه (به طور مثال، حجت الاسلام صدیقی امام جمعه موقت تهران در خطبه نماز جمعه ضمن انتقاد از برنامه‌های نوروزی تلویزیون گفت: اکنون زمان دامن زدن به مسائلی که باعث کمرنگ شدن عفت و حیا در جامعه می‌شود نیست.) را به سمت ناتوانی تلویزیون برده است.

امید است که مسئولین با تلاش صادقانه خود، در سال های آتی برنامه های بس بهتر تهیه نمایند تا بتوانند مخاطبان سخت پسند خود را راضی نماید و قدمی برای فریضه خود در جنگ نرم بنمایند.
font face=
برچسب‌ها: رسانه ملی, انتقاد, سینما, بهار
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم فروردین 1391ساعت 13:0  توسط مهدی شیرازی  | 

سلام و مبارکتان باد نوروز 1391

1- به سال 90 مقدارکی مقروض شدم از آن جهت که بعضی نوشته جات در کاغذ ماند و به وبلاگ نیامد بگذارید به پای به روز نبودنم کاش روزی برسد که همه جلوی مانیتور و با کیبورد تحریر کنیم

2- محمد زاهدنیا به انشامن ها پیوست قلمش روان باد

3- هر روزمان نوروز نیست،نوروزمان پیروز نیست

   اصلا تو وقتی نیستی این روزها که روز نیست

.

.

.

   حالی نمانده در غزل،شوری نمانده... فی المثل

   من خسته از شعر خودم،شعری که در آن سوز نیست


  هر چند غزل نیست که غزل حداقل 5 بیت است اما کم بودن ابیات را به کوچکی شاعرش ببخشید و بپذیرید.

4- فاطمیه نزدیک است 


دارد دل و دین می برد از شهر شمیمی

افتاده نخ چادر او دست نسیمی

تسبیح دلم پاره شد آن دم که شنیدم

با دست خودش داده اناری به یتیمی

حتی اثر وضعی تسبیح و دعا را

بخشیده به همسایه، چه قران کریمی

در خانهء زهرا همه معراج نشینند

آنجا که به جز چادر او نیست گلیمی

ای کاش در این بیت بسوزم که شنیدم

می سوخت حریم دل مولا چه حریمی

آتش مزن آتش  در و دیوار دلش را

جز فاطمه در قلب علی نیست مقیمی

 

حالا نکند پنجره را وا بگذاریم

پرپر شود آن لاله زخمی به نسیمی

 سید حمیدرضا برقعی



+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم فروردین 1391ساعت 12:10  توسط انشا من  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

امام صادق (ع) : احبّ اخوانى الى من اهدى الى عیوبى
محبـوبتـرین بـرادرانـم نزد من، کسـى است که عیب هایـم را به من هدیه کنـد.

برای اولین بار

سوال از رئیس جمهور بر مبنای اصل 88 قانون اساسی از جمله اختیارات مجلس شورای اسلامی در راستای نظارت بر قوه مجریه و حسن اجرای امور در کشور است . اختیاری که مجلس تا هفته پیش استفاده از آن را لازم ندیده بود . البته در اواخر عمر دولت هشتم ، زمزمه هایی در مجلس هفتم جهت سوال از سید محمد خاتمی ( ریاست جمهوری وقت ) مطرح شد اما هیچ گاه شکل اجرایی به خود نگرفت . اما این بار در روز های پایانی مجلس هشتم ، و پس از اصرار برخی از نمایندگان بر سوال از رئیس جمهور و رسیدن تعداد نمایندگان متقاضی این امر به حد نصاب یک چهارم کل نمایندگان ، 24 اسفند ماه رئیس جمهور راهی بهارستان شد تا پاسخ گوی 10 سوال مطرح شده باشد .

ای ماه نکو منظر ، آخر چه سوال است این ؟

سوالات توسط دکتر مطهری قرائت شد . سوالاتی که بی تجربگی مجلس در سوال از رئیس جمهور ، در آن مشهود بود . بعضا آن قدر کلی که بیشتر به سوال یک خبرنگار می ماند تا سوالی که در مجلس و در مقام نظارت بر عملکرد رئیس جمهور مطرح شده است . مثلا : « در اجرای قانون هدفمندسازی یارانه‌ها سهم بخش تولید صنعتی و کشاورزی تاکنون به درستی پرداخت نشده و باعث گران تمام شدن هزینه تولید کالا و محصول و آسیب دیدن بنگاه‌های اقتصادی شده است؛ چرا دولت مقید به اجرای قانون مجلس نیست ؟ »

 

می‌خواهیم با هم صفا کنیم

اما پاسخ های رئیس جمهور به سوالات مطرح شده ، موجبات حیرت نمایندگان و اعتراض آنان را فراهم ساخت . به شوخی گرفتن مسائلی که بیش از یک چهارم نمایندگان ملت آن ها را دارای مرتبه ای از اهمیت تشخیص داده اند که رئیس جمهور را برای پاسخ به مجلس بخوانند  ،  برای عصبانی کردن بهارستان نشینان کافی به نظر می رسید . فرافکنی ، طرح سوال متقابل به جای جواب دادن ، کنایه زدن به مجلس و دیوان محاسبات ، و به سخره گرفتن سوالات ، خروجی این جلسه را ( که می توانست نقطه عطفی در روابط بین قوا در جمهوری اسلامی ایران باشد ) ، به هیچ برای مردمی که چشم انتظار یافتن پاسخ بخشی از سوالاتشان بودند ، تبدیل کرد . شاید اگر آقای رئیس جمهور شب عید را دستآویزی برای مزاح کردن به جای پاسخ صریح و جدی به سوالات قرار نمی داد ، کام مردم شیرین تر می شد و امیدوار تر به انتظار سال جدید می نشستند . این روز ها سر رسانه ملی به اندازه کافی گرم ساختن برنامه های طنز وزین و شکیلی چون خنده بازار هست و نیازی به گرفتن 1 ساعت وقت مجلس ( که دقیقه ای 15 میلیون تومان بر بیت المال هزینه بار می کند )1     جهت شاد کردن مردم نبود . بهتر بود رئیس جمهور به وظیفه قانونی خود که پاسخ دادن2 به سوالات مطروحه بود ، عمل می کردند . نه این که در جواب مطرح کنند که : « بیایید باز هم شوخی کنیم، کدام یک از من و شما در زندگی‌مان گناه نکردیم؟ » یا در جواب سوالی درباره مقاومت ایشان در برابر حکم حکومتی مقامی که وجه تمایز نظام جمهوری اسلامی با حکومت طاغوت است ، بفرمایند که : « احمدی‌نژاد و خانه‌نشینی و استراحت ؟ »3 که البته این پاسخ به منتقدان فهماند که از این پس حتی در مورد متواترات و مقبولات هم با آقای رئیس جمهور دچار مناقشه خواهند شد .

البته و با وجود تمامی این مسائل ، نقص آیین نامه داخلی مجلس باعث شد که عصبانیت نمایندگان ، تنها در اخطار های قانونی به هیات رئیسه ، و پس از اتمام سخنرانی آقای رئیس جمهور خلاصه شود . در مورد مشابه و چنان چه سوال از وزیر مطرح شود ، پس از اتمام جواب وزیر ، اگر نماینده سوال کننده قانع نشود ، رئیس مجلس موضوع را به کمیسیون تخصصی مربوطه ارجاع می دهد و کمیسیون مذکور مکلف است که ظرف 15 روز به هر طریق که صلاح می داند به موضوع رسیدگی کرده و گزارش خود را تقدیم مجلس کند . اما سوال از رئیس جمهور فاقد چنین ضمانت اجراهایی است که امید می رود در مجلس نهم این ضعف آیین نامه داخلی مجلس برطرف شود .4 و ناگفته نماند که برخی از نمایندگان جاهل به این نقص آیین نامه بودند و بعد از اتمام سوال خواستار ارجاع آن به کمیسیون !!!

 این جا ایران است !

امروز کشور ما تحت سنگین ترین هجمه های فرهنگی و تبلیغاتی غرب قرار دارد . رسانه های جهان ، رویکرد ایران هراسی و اسلام هراسی و سیاه نمایی در مورد ایران اسلامی را سرلوحه اعمال خود قرار داده اند . به نظر شما در جلسه سوال ، چه تصویری از ایران عزیزمان به جهانیان نشان داده شد ؟

کشوری که رئیس جمهورش در جلسه سوال از رئیس جمهور ( که در دیگر کشور ها می تواند به استیضاح رئیس کابینه و سقوط دولت  منتهی شود ) 8 بار از کلمه شوخی استفاده می کند ؟

کشوری که وزیر امورخارجه اش بدون اطلاع رئیس جمهور به ماموریت خارج از کشور می رود و رئیس جمهور هم آن قدر سعه صدر ندارد که تا بازگشت وی برای برکناری اش صبر کند ؟

کشوری که همه رجال سیاسی اش گناه کارند و از شرم این آلودگی ، توان برخورد با دیگر گنه کاران را ندارند ؟

کشوری که نمایندگان مجلس آن با فشار دادن شاسی مدرک تحصیلی خود را کسب می کنند ؟

کشوری که رئیس جمهور آن از لفظ بی معرفت و نامرد خطاب به نمایندگان ملت استفاده می کند ؟

کشوری که ذخیره ارزی آن صفر است و هیچ کدام از مقامات آن هم حاضر به پذیرش مسئولیت این موضوع نیستند ؟

  ما که قانع شدیم ، شما را نمی دانیم

اما جالب تر از همه ، واکنش برخی دیگر بود که جواب های رئیس جمهور را قانع کننده دانسته و خواستار تلخ نکردن شیرینی انتخابات مجلس به کام مردم بودند . بارز ترین این موارد ، اظهارات 2 تن از نمایندگان ؛ آقایان حسینیان و رسایی بود .

روح الله حسینیان ، رئیس فراکسیون انقلاب اسلامی مجلس درباره جلسه سوال از رئیس جمهور گفت : « پاسخ رئیس جمهور برای بنده قانع کننده بود و معتقدم ‌نباید جایگاه رئیس جمهور تضعیف شود. » نباید از آقای حسینیان پرسید که به عنوان یک نماینده مجلس ، چرا استفاده از یک حق قانونی را به مصلحت نمی دانند ؟

حمید رسایی نیز عنوان کرد که : « مجلس دولت را روی دنده لجبازی انداخت، برخی اقدامات لجبازی بود که به دنبالش لجبازی داشت . لذا طبیعی است که سؤالاتی که با رویکرد "های" باشد، در برابرش هم "هوی" شنیده می‌شود .» این نحوه دفاع یک نماینده مجلس از سرباز زدن رئیس جمهور از تکلیف قانونی خود ، و  "های" دانستن اختیار قانونی مجلس نیز بیش از آن که تعجب آور باشد ، تاسف آور است .

در پایان باید گفت اگر چه این جلسه سوال به این منوال گذشت ، اما رئیس جمهور منتخب باید در نظر داشته باشد که نظر ایشان در مورد در راس امور نبودن مجلس باعث تغییر این واقعیت نیست و به سخره گرفتن و بی اعتنایی به دست آورد های ملت در قانون اساسی ممکن است در آینده تبعات سنگین تری برای ایشان داشته باشد . از یک چهارم تا یک سوم فاصله زیادی نیست .

 

    -------------------------------------------------------------------------------------------------------

  1- طلحه و زبیر بر امیرالمومنین (ع) وارد شدند . فرمود : کارتان شخصی است یا مربوط به مسائل حکومت ؟ گفتند شخصی است . شمع بیت المال را خاموش کرد و شمع دیگری را روشن کرد . چون از نزد حضرت بیرون آمدند طلحه به زبیر گفت : این عدالتی است که هیچ کس طاقت آن را ندارد .

2- اصل 88 ام قانون اساسی : « ... رئیس جمهور یا وزیر موظف است در مجلس حاضر شود و به سوال جواب دهد ... »

3- نهج البلاغه ؛ نامه امیرالمونین (ع) به مالک اشتر : « از خود پسندی و از اعتماد به آن چه موجب اعجابت شده و نیز از دلبستگی به ستایش و چرب زبانی های دیگران ، پرهیز کن ، زیرا یکی از بهترین فرصت های شیطان است برای تاختن تا کردارهای نیکوی نیکوکاران را نابود سازد . زنهار از این که به احسان خود بر رعیت منت گذاری یا آن چه برای آن ها کرده ای ، بزرگش شماری یا وعده دهی و خلاف آن کنی . خدای تعالی فرماید : « کبر مقتا عند الله ان تقولوا ما لا تفعلون » سوره 61 آیه 3 . »

4- مواد 195 و 197 آیین نامه داخلی مجلس


+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم اسفند 1390ساعت 23:45  توسط رضا مشتاقی  |