باسمه تعالی

با حاشیه های «در حاشیه»

مهم ترین اتفاق نوروزی سال 94 در عرصه سینما و تلویزیون را می توان بازگشت مهران مدیری به تلویزویون نامید. مهران مدیری در لابه لای همه ویژه برنامه های نوروزی صدا و سیما، با سریالش مخاطبان زیادی را به خود جذب کرد. مدیری که آخرین حضورش در تلویزویون به نوروز 88 با سریال «مرد دو هزار چهره» بر می گردد و در این 6 سال به دلایل مختلفی از جعبه جادویی دور بود، حالا با اثر دیگری به خانه های مردم بازگشت.

«درحاشیه» مهران مدیری از مدت ها قبل حاشیه هایی را به همراه داشت. بعد از مدتی از شروع فیلم برداری این سریال بود که اعتراض ها بلند شد و سر و صدا به پا کردند که «آی داد! آی بیداد! مردم کجا نشسته اید که به جامعه پزشکی ایران توهین شد!» حتی کار به جایی رسید که وزیر بهداشت هم دست به کار شد و در نامه ای که به رئیس سازمان صدا و سیما نوشت، به طور محترمانه خواستار عدم پخش این سریال از تلویزیون شد. این ها همه نشان از آن دارد که فشار های زیادی به عوامل و دست اندرکاران این مجموعه آمد. این را حتی می توان در صحبت های سید جواد رضویان، بازیگر این سریال در ویژه برنامه تحویل سال و در گفت و گو با احسان علیخانی دریافت. رضویان در آن برنامه تلویحا اشاره کرد که فشار های مسئولین وزارت بهداشت باعث توقیف چند ماهه این سریال شد.

اما جدای همه این فشارها باید حرکت شجاعانه مهران مدیری را در شکستن تابوی به تصویر نکشیدن واقعیت های جامعه پزشکی ستود. متاسفانه در جامعه ما و به غلط، باور هایی به وجود آمده و از آنها بتی ساخته شده که دیگر کسی قادر به خراب کردن آنها  نیست. مطمئنا همه عزیزانی که این مطلب را می خوانند تصدیق می فرمایند که در هر صنف و لباسی، هر جور آدمی پیدا می شود. هم خوب و هم بد. پزشک و فوتبالیست و بازیگر و وزیر و وکیل و .... هم نمی شناسد و یکی از شیوه هایی که می تواند این واقعیت های اجتماعی را به منصه ظهور گذاشت، طنز است. کاری که مهران مدیری از آن بهره جست تا بتواند واقعیت های پزشکی امروز جامعه ما را نشان دهد. جامعه ای که از یک سو پزشکان زیر میزی بگیر و پزشکان جراحی پلاستیک و زیبایی ای دارد که در ازای خالی کردن جیب مردم، چهره ای خراب را تحویلشان می دهند، دارد و از طرف دیگری هم پزشکان متعهد و با سابفه ای چون دکتر شیرازی داستان یا همان رسول نجفیان خودمان دارد که دستشان در کار خیر بسیار است و شاگردانی چون دکتر صحرایی را که فردی متعهد و مسئولیت پذیر است را به جامعه معرفی می کند. در واقع مهم ترین ویژگی این سریال، نشان دادن واقعیت های پزشکی جامعه ما بود که باید مهران مدیری را به خاطر این کار تحسین کرد.

اما نکته دیگری که محل اعراب است، ساختار می باشد. ساختار «در حاشیه» ساختاری طنز است. طنز در لغت به معنای طعنه زدن است اما در اصطلاح یعنی حالتی که اشتباهات یا جنبه‌های نامطلوب رفتار بشری، فسادهای اجتماعی و سیاسی یا حتی تفکرات فلسفی را به شیوه‌ای خنده دار به چالش می‌کشد. ماهیت طنز، ماهیتی تفکربرانگیزی و چند لایه و پیچیده است. گرچه طبیعتش بر خنده استوار است، اما خنده را تنها وسیله‌ای می‌انگارد برای نیل به هدفی برتر و آگاه کردن انسان به عمق رذالت‌ها. گرچه در ظاهر می‌خنداند، اما در پس این خنده واقعیتی تلخ و وحشتناک وجود دارد که در عمق وجود، خنده را می‌خشکاند و انسان را به تفکر وا می‌دارد. به همین خاطر در باره طنز گفته‌اند: «طنز یعنی گریه کردن قاه قاه، طنز یعنی خنده کردن آه آه». طنز تفاوت های زیادی با هجو و کمدی و لودگی و .... دارد. اما آنچه که در «درحاشیه» رخ داد و آنچه که درباره طنز گفته شد، گاها تفاوت هایی را داشت. هر چند که مهران مدیری در نشان دادن واقعیت های موجود جامعه پزشکی موفق عمل کرد اما آنچه که در گوشه و کنار این فیلم و به اسم طنز کار شد، بعضا شباهتی با طنز نداشت و چیزی شبیه لودگی و هجو بود. این را در خنده های تصنعی مهران غفوریان و یا در ژست ها و حالت های بعضی از بازیگران این مجموعه از جمله جناب صولت، مستخدم بیمارستان یا خواهر دکتر صحرایی و خواهر دکتر عشقی داستان می توان دید.

از طرفی یکی دیگر از بحث هایی که باعث جذب مخاطب می شود، همزاد پنداری مخاطب با فیلم است. وقتی مردم آنچه را که در یک فیلم می بینند، با پوست و گوشت و استخوانشان درک کنند، مطمئنا آن فیلم تاثیر دوچندانی در آنها خواهد گذاشت. این نکته را در فیلم های رضا عطاران چون «خانه به دوش» و «متهم گریخت» و یا در «پایتخت» سیروس مقدم می توان مشاهده کرد. مخاطب در فیلم های گفته شده کاملا احساس کرد که خانواده هایی که در این فیلم ها به تصویر کشیده شده گویی خودشان هستند و به همین دلیل بود که تاثیرپذیری فوق العاده ای از آنها داشتند. اما متاسفانه این نکته در مجموعه مهران مدیری مغفول مانده. مردم با کاراکتر ها و شخصیت های این فیلم نمی توانند رابطه برقرار کنند و در عین خنده دار بودن فیلم، آنها را نمی توانند هضم کرده و یا مصادیقشان را در زندگی خود پیدا کنند. به عبارت دیگر مردم، خانوداه «نقی معمولی» در «پایتخت» را انعکاس خانواده خود در قاب تلویزیون می دانستند اما چنین اتفاقی در «درحاشیه» نیفتاد.

در پایان می توان گفت که «درحاشیه» مهران مدیری با همه نقاط قوت و ضعفی که داشت توانست مخاطبان زیادی را جذب کند و نشان داد که این هنرمند طنز پرداز کشورمان حرف هایی برای گفتن دارد.   

 

ارسال در تاريخ پنجشنبه سیزدهم فروردین ۱۳۹۴ توسط محسن تاجیک

چرا ولایت فقیه؟(2)

  در متن شماره 1 و در گام نخست پیرامون این موضوع، به ضرورت ولایت پذیری در اسلام پرداختیم و به برخی از فواید تبعیت از ولایت (ولایت خدا و پیامبر-صلی الله علیه و آله و سلم-) که عمدتا ثمرات فردی بود اشاره نمودیم. اما از آن جا که ولایت پذیری یک مفهوم جامع و چند بعدی است، ثمرات و فواید آن به مباحث فردی ختم نمی شود، بلکه رهاورد های اجتماعی بسیاری نیز به همراه دارد. برای آگاهی از این مطلب به دو آیه از قرآن کریم اشاره می نماییم. آیه اول، آیه 46 سوره انفال است. آن جا که می فرماید:« و از خدا و پیامبرش اطاعت نمایید و به اختلاف و نزاع دچار نشوید که در اثر آن قدرت و عظمت شما نابود می گردد، بلکه صبور باشید که خدا با صابران است.»

  این آیه تنها راه مصون ماندن از اختلافات و کشمکش های موجود میان اهل ایمان را پیروی از ولایت(ولایت خدا و پیامبر) معرفی می کند. همان اختلاف هایی که شکوه و عظمت مؤمنان (در بعد فردی) و جامعه اسلامی (در بعد اجتماعی) را از میان می برد و از هیبت و صلابت آنان می کاهد.

  اما آیه دوم یعنی آیه 59 سوره نساء:« ای اهل ایمان! خدا را اطاعت کنید و از پیامبر و اولی الامر از خودتان (ائمه اطهار-علیهم السلام-)  پیروی نمایید. پس اگر در چیزی کارتان به نزاع کشید، آن را به خدا و پیامبر بازگردانید، اگر به خدا و روز جزا ایمان دارید، که آن برای شما بهتر و خوش عاقبت تر است.» این آیه از جهاتی مکمل آیه اول است. آیه قبل اهل ایمان را از ایجاد اختلاف و کشمکش بر حذر داشت. اما مسلم است که احتمال بروز چنین مشکلاتی در جامعه اسلامی وجود دارد. به همین دلیل این آیه راه حلی را برای این مسئله (در صورت پدیدار شدن) ارائه می دهد، و آن راه حل رجوع به (حکم) خدا و پیامبر اوست.

  گویی این دو آیه جامعه اسلامی را به تسبیحی تشبیه می کند که نخ (و نظام بخش) آن تسبیح، ولایت مداری است. مادامی که دانه های تسبیح حول محور نخ در گردش اند همه چیز در کمال آرامش و در جایگاه خود می باشد. ولی زمانی که دانه ها از پیرامون آن پراکنده شوند، همه چیز به هم خواهد ریخت و تنها راه حل ممکن برای بهبود شرایط، رجوع به محوریت اولیه و گرد آمدن دانه ها در حول نخ تسبیح خواهد بود.

  از دیگر ویژگی های ممتاز این آیه، معرفی اولی الامر(ائمه اطهار-علیهم السلام-) به عنوان ادامه دهندگان خط سیر ولایت پس از خدا و پیامبر است. در تمام آیات مذکور، فقط به پیروی از خدا و پیامبر فرمان داده شده بود، اما این آیه به عنوان مکمل  آن آیات و همچنین برای مشخص نمودن تکلیف اهل ایمان پس از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)، ائمه اطهار(علیهم السلام) را به عنوان والیان امر معرفی می کند. بنابراین اهل ایمان وظیفه دارند که پس از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) گوش به فرمان ائمه اطهار(علیهم السلام) بوده و از ایشان تبعیت کنند.

  خب تا این جا وظیفه اهل ایمان تا سال 329 هجری یعنی تا زمان شروع غیبت کبرای امام زمان(علیه السلام) روشن گردید. اما سؤالی که مطرح می شود آن است که تکلیف مؤمنان در زمان غیبت کبری چه می شود؟ در صورت بروز اختلاف و نزاع، ملجأ و محل رجوع آن ها – در غیاب پیامبر اکرم و ائمه (علیهم صلوات الله) - چه کسی خواهد بود؟ آیا مؤمنان تا زمان ظهور امام زمانشان بلا تکلیف خواهند بود؟ و یا این که ائمه اطهار(علیهم السلام) برای چنین دورانی هم تدابیر لازم را اندیشیده و راهنمایی های لازم را گوشزد کرده اند؟ آیا...

                                                                                                                         ادامه دارد...

                                                                                                                            یا علی

ارسال در تاريخ دوشنبه دهم فروردین ۱۳۹۴ توسط علی گیوه فروشها

باسمه تعالی

جدال دو اسلام

سال ها مبارزه با رژیم شاهنشاهی و تحمل سختی ها و مصائب و رنج ها منجر به حماسه ای شد که نتیجه اش انفجار نور یود. حماسه ای که اسطوره اش خمینی کبیر بود. خمینی(ره) آمده بود که نظام ظالم و ستمکار  وابسته به ابر قدرت ها را از ریشه بخشکاند و انقلابی بر مبنای اسلام پایه ریزی کند. انقلاب ما برگرفته از آموزه های دینی و ائمه علیها سلام بود که با بیان شیوای حضرت روح الله تبیین می شد. البته امام (ره) هیچگاه ادعا نکرد که در این انقلاب به همه قوانین اسلام عمل می شود: «اینجانب هیچ گاه نگفته و نمی گویم كه امروز در این جمهوری به اسلام بزرگ با همه ابعادش عمل می شود، لكن عرض می كنم كه قوه مقننه و قضاییه و اجراییه با زحمات جانفرسا كوشش در اسلامی كردن این كشورمی كنند و ملت دهها میلیونی نیز طرفدار و مددكار آنان هستند.»(1) آرمان های انقلاب را امام (ره) تبیین می کرد و اجرای قوانین اسلام آرمان انقلاب بود.

انقلاب ما، انقلابی عدالت محور بود. حکومتش را حکومت کوخ نشینان می نامیدند. انقلابی برای مستضعفان و پابرهنه ها و مظلومین. انقلابی که با فساد و نظام سرمایه داری و تجمل گرایی مخالف بود. این ها آرمان های انقلاب بود که امام (ره) آن ها را تئوریزه می کرد تا در جامعه رواج پیدا کنند. او می گفت: « تمام مصنفین از این کوخ نشینان بودند تقریباً و تمام مخترعین از همین کوخ نشینان بودند تقریباً. ما باید بکوشیم که اخلاق کاخ نشینی را از این ملت بزداییم. اگر بخواهیم ملت جاوید بماند و اسلام را آن طوریکه خدای تبارک و تعالی می خواهد، در جامعه ما تحقق پیدا کند، مردم را از خوی کاخ نشینی به پایین بکشید»(2). اول هم از خودش شروع می کرد. معیشت امام خمینی(ره)، خود نمونه کامل زیستن در جامعه اسلامی بود. زندگی در زهد و قناعت و ساده زیستی. راهی که بعد از ایشان هم توسط رهبر معظم انقلاب ادامه یافت.

امام امت همواره بر پیشرفت و آبادانی جامعه اسلامی تاکید داشت. پس خود کفایی و استقلال اقتصادی را مطرح کرد. انقلاب ما، انقلاب توده های مردم بود. پس اولویت داشتن محرومان و مستضعفان را گوشزد می کرد. تاکید شدیدی بر شکستن انحصار و توسعه و نظام سرمایه داری داشت و خواستار حضور توده های مردم در اقتصاد و صنعت و تجارت بود. در شرایطی که استکبار و ایادی آن هر روز فشار اقتصادی بیشتری بر کشورمان می آوردند، کمر خم نکرد و اتکا به ظرفیت های درون زای کشور را گوشزد کرد. اتکا به خودمان. در ابلاغ سیاست های کلی نظام در دوران بازسازی کشور چنین نوشت: «تشویق به تولیدات داخلی و برنامه ریزی در جهت توسعه صادرات و گسترش مبادی صدور کالا و خروج از تکیه به صادرات نفت و نیز آزادی صادرات و واردات ».(3)

گفتیم که خمینی (ره) تکیه به داخل داشت. این را بی دلیل نمی گفت. دلیلش جوانان این مرز و بوم بود. جوانانی که روزی برای بیمه شدن انقلاب باید خون می دادند، حالا نسل دیگری از آنان برای پیشرفت و آبادانی کشور باید در زمینه علمی در دنیا حرف اول را بزنند. پس اهمیت رشد علمی جوانان را گوشزد کرد: « من در اينجا به جوانان عزيز كشورمان سفارش مى كنم كه قدر و قيمت لحظات شيرين زندگى خود را بدانيد، و خودتان را براى يك مبارزه علمى و عملى بزرگ تا رسيدن به اهداف عالى انقلاب اسلامى آماده كنيد».(4)

گفتیم که اجرای قوانین اسلام، آرمان انقلاب بود و مهم ترین مرکز نشر و تئوریزه کردن آن هم دانشگاه است چرا که دانشگاه مبدا تحولات است و اگر دانشگاه اصلاح شود، مملکت اصلاح می شود. پس باید علوم انسانی مان، اسلامی شود. این جا بود که نقش حوزه تعین کننده شد. پس امام امت وحدت میان حوزه ودانشگاه را مطرح کرد: « بايد با تلفيق اين دو فرهنگ و كم كردن فاصله ها، حوزه و دانشگاه درهم ذوب شوند، تا ميدان براى گسترش و بسط معارف اسلام وسيع تر گردد».(5)

امام راحل وقتی که به دیپلماسی و سیاست خارجه می رسید، تنها ملاک و معیارش اسلام بود. اصلا اصول دیپلماسی غربی را قبول نداشت. همه چیز را در ذیل اسلام تعریف می کرد حتی دیپلماسی را. وقتی کسی به مقدسات دینی توهین می کرد به وظیفه دینی و قرآنی اش عمل می کرد چون که با خدای خود عهد کرده بود که رضای خدا را بر رضای مردم و دوستان مقدم بدارد. وقتی حکم ارتداد سلمان رشدی را صادر کرد، گفت: « دنیای تفرعن و استکبار و بربریّت چهره واقعی خود را در دشمنی دیرینه‌اش با اسلام برملا ساخت تا ما از ساده‌اندیشی به درآییم و همه چیز را به حساب اشتباه و سوء مدیریت و بی‌تجربگی نگذاریم و با تمام وجود درک کنیم که مسئله اشتباه ما نیست، بلکه تعمد جهان‌خواران به نابودی اسلام و مسلمین است»(6). وقتی که یه عده مصلحت اندیش در داخل کشور بعد از صدور حکم سلمان رشدی گفتند که این حرکت های تند باعث انزوای جمهوری اسلامی در جهان می شود و اگر با آنان با دوستی و الفت برخورد کنیم، آن ها هم به ما احترام متقابل می گذارند، در جوابشان نوشت: « ترس من این است که تحلیل‌گران امروز، ده سال دیگر بر کرسی قضاوت بنشینند و بگویند که باید دید فتوای اسلامی و حکم اعدام سلمان رشدی مطابق اصول و قوانین دیپلماسی بوده است یا خیر؟ و نتیجه‌گیری کنند که چون بیان حکم خدا آثار و تبعاتی داشته است و بازار مشترک و کشورهای غربی علیه ما موضع گرفته‌اند، پس باید خامی نکنیم و از کنار اهانت‌کنندگان به مقام مقدس پیامبر و اسلام و مکتب بگذریم!»(7)

شامگاه 13 خرداد 68 بود که روح خدا به خدا پیوست و کشور ما عزادار. رهبری نظام به آیت الله خامنه ای سپرده شد. ایشان هم راه امام را پیش گرفتند و به آرمان های انقلاب و امام پایبند بودند. اما متاسفانه علی رغم هشدار ها و تاکیدات رهبر معظم انقلاب، این آرمان ها و افکار و عقاید در بین مسئولین و سران مملکتی کم رنگ و کم رنگ تر شد. کاخ نشینی و زندگی اشرافی و رفاه طلبی و سرمایه داری دوباره مدل زندگی آنان شد و له شدن مستضعفین در زیر چرخ های توسعه امری طبیعی. بالا شهر و پایین شهر اصالت شد. غنی بودن دارای ارزش شد و متقی بودن مورد تمسخر قرار گرفت. دانشگاهی که باید اسلامی می شد، سکولار شد و اساتیدش هم سکولارتر. نگاه دوستی مآبانه با کشور هایی که کمر به از بین بردن این انقلاب دارند رایج شد و اصول دیپلماسی در سکوت در مقابل هتک حرمت به ارزش های دینی معنا شد. البته مهم ترین پیشرفت هایمان هم در علم و فناوری بود، یعنی همان جایی که به جوانان خودمان اعتماد کردیم.

نکته قابل توجه آنجاست، افرادی که این طور آرمان های انقلاب را دگرگون جلوه دادند، داعیه اسلام را داشتند و دارند و این در حالی است که امام (ره) هم مطیع اسلام و دین خدا بود. این جا بود که تقابل بین دو اسلام پیش آمد. اسلامی که امام امت آرمانهایش را تئوریزه می کرد و اسلامی که بعضی افراد در رفاه طلبی و اشرافی گری تعریف کردند. قرائتی که آن ها از اسلام داشتند، توحیدی بی خطر است. توحید بدون «لا اله»، که هرگز به «تفلحوا» نمی رسد. «قولوا لا اله الا الله تفلحوا»(بگویید جز خدا، خدایی نیست تا رستگار شوید). در مقابل اسلامی که امام (ره) آن را ترسیم کرد، اسلامی انقلابی بود، که دعوتش به توحید و معاد برای جبهه کفر و سرمایه داری خانه برانداز و فتنه انگیز است. رهبر معظم انقلاب که خط و مشی او همان مشی امام راحل است به خوبی مرز میان این دو اسلام را در سیره امام امت معرفی کند: « اولین و اصلی ترین نقطه در مبانی امام و نظرات امام مساله این دو اسلام است. اسلام ظلم ستیز، اسلام عدالتخواه، اسلام مجاهد، اسلام طرفدار محرومان، اسلام مدافع حقوق پابرهنگان و رنجدیدگان و ستم دیدگان در یک سو و در طرف دیگر اسلام تشریفاتی، اسلام بی تفاوت در مقابل ظلم و زیاده خواهی، اسلام بی تفاوت در مقابل دست اندازی به حقوق مظلومان، اسلام کمک به اقویا و اسلامی که با همه اینها می سازد».(8)

ما به صداقت گفتار بنیانگذار انقلاب ایمان داریم که گفت: «جنگ ما جنگ عقیده است، جنگ فقر و غنا، جنگ حق و باطل، جنگ استضعاف و استکبار، چنگ پابرهنه ها و مرفهین بی درد»(9). ما به آرمان های او اعتقاد داریم وقتی که گفت: « ما تصمیم گرفته ایم، نظام هایی را که بر پایه صهیونیزم، سرمایه داری و کمونیسم استوار گردیده اند را نابود کنیم»(10). می دانیم که عظمت اسلام در گرو اطاعت از فرمان پیر جماران است که گفت: «ما می گوییم که تا شرک و کفر هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست، ما هستیم»(11) و امروز صحنه مبارزه، صحنه تقابل و جدال بین این دو اسلام است. تقابل اسلام ناب محمدی و اسلام امریکایی. امروز اسلام ناب محمدی مصادیق فراوانی در جامعه ما دارد. اتکا به ظرفیت های درونزای کشور، عدالت اجتماعی، مبارزه با مفاسد اقتصادی، اقتصاد مقاومتی، حرکت به سمت اقتصاد دانش بنیان، پیشروی علمی و .... ، همه از مصادیق اسلام ناب محمدی است که باید برای پیشرفت جامعه اسلامی تحقق یابد.


 پی نوشت:

1. وصیت نامه سیاسی الهی امام خمینی(ره)

2. صحیفه نور، ج 17، ص217

3. ابلاغ سیاست های کلی نظام در دوران بازسازی کشور، 11/7/1367

4و5. پیام به مناسبت سالگرد کشتار خونین مکه و پذیرش قطعنامه 598، 29/4/1367

6و7. پیام به مراجع بزرگوار اسلام و مدرسین و طلاب حوزه های علمیه و ائمه محترم جمعه و جماعات (منشور روحانیت)، 3/12/1367

8. بیانات در خطبه های نماز جمعه تهران در حرم مطهر امام خمینی(ره)، 14/3/1389

9و10و11. پیام به مناسبت سالگرد کشتار خونین مکه و پذیرش قطعنامه 598، 29/4/1367

 

ارسال در تاريخ شنبه هشتم فروردین ۱۳۹۴ توسط محسن تاجیک

باسمه تعالی

تدبیر نوروزی

سال 93 با تمام تلخی ها و شیرینی ها و فراز ها و فرود های خود تمام شد و سال 94 از راه رسید. سالی که توسط رهبر معظم انقلاب، سال «دولت و ملت، هم دلی و هم زبانی»  نامگذاری شد. انتخاب شعار سال توسط رهبر معظم انقلاب همواره با فلسفه و منطق خاصی صورت می گیرد. ایشان معمولا با توجه به چالش هایی که کشور با آن رو به رو است و اهداف و آرمان هایی که مدنظر جامعه اسلامی است سال را نامگذاری می کنند و راهکار هایی هم برای برون رفت از این مشکلات و چالش ها و میل به اهداف ترسیم شده در چار چوب شعار آن سال ارائه می دهند.

تبیین شعار امسال هم با توجه به همین نکته گفته شده بود. در شرایط کنونی، جامعه ما با چالش هایی رو به رو است و پیشرفت همه جانبه در همه زمینه ها- اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و ...- از اهداف جمهوری اسلامی می باشد. اما مهم ترین چالشی که در داخل کشور وجود دارد، چالش دولت و ملت است. پس از روی کار آمدن حسن و روحانی و تشکیل دولت تدبیر و امید، همواره کارشناسان معتقد به این هستند که دولت از پایگاه اجتماعی برخوردار نیست و در بزنگاه ها این شکاف میان دولت و ملت به طور آشکاری نمایان می شود. اولین شکاف دولت و ملت را می توان در ماجرای توزیع سبد کالا دانست. نحوه نادرست و غلط توزیع سبد کالا لطمه ای بر اعتماد مردم نسبت به دولت بود. دومین شکاف مردم و مسئولین در ثبت نام مردم برای دریافت یارانه بود به طوری که علی رغم تبلیغات گسترده دولت برای انصراف مردم از دریافت یارانه، چیزی حدود 97% مردم به این خواسته دولت «نه» گفتند. سفر های استانی نمونه دیگری از این شکاف بود چنانکه می بینیم هنوز 20 ماه از شروع به کار دولت جدید نگذشته اما استقبال درخوری از رئیس جمهور در سفر های استانی نمی شود. عدم استقبال بی سابقه مردم قم از ریاست جمهوری در سفر استانی وی شاهدی بر این مدعاست.

از دیگر چالش هایی که امروز کشور ما با آن دست و پنجه نرم می کند و این چالش به نوعی به وجود آمده از دل همان شکاف دولت و ملت است، نحوه تقابل دولت و منتقدان و بالعکس می باشد. در حالی که دولتی که بر سر کار است، دولتی قانونی، مشروع و برآمده از رای ملت است و در تلاش است که مشکلات کشور را به آن شکلی که مدنظر خود است حل کند اما عده ای به بهانه انتقاد به دولت، خواسته یا ناخواسته موجب سلب اعتماد عمومی از مسئولین دولتی هستند و یا بدون در نظر گرفتن نقاط قوت همواره در پی نمایان کردن نقاط ضعف دولت فعلی می باشند و یا در بیان انتقادها، بعضا تندی و عصبانیت به چشم می خورد و در طرف مقابل هم نحوه برخورد مسئولین دولتی با منتقدان همراه با توهین است چنان که می بینیم منتقدان از دید رئیس جمهور و یا معاونان خود با برچسب هایی چون بی سواد، بی شناسنامه، افراطی، عهد قجری و ... خطاب می شوند و حتی در پاره ای از اوقات به جهنم هم حواله می شوند!

رهبر معظم انقلاب از طرفی با رصد این چالش -چالش دولت و ملت- و از طرفی دیگر با دیدن دورنمای جمهوری اسلامی یعنی پیشرفت همه جانبه کشور، نقطه شروع حل مشکلات کشور را در همدلی و همزبانی مردم و مسئولین دانستند و شعار سال را بر همین مبنا انتخاب کردند. به عبارت دیگر اولین گام در حل مشکلات کشور، همدلی و اعتماد دو طرفه ملت و دولت به یکدیگر است.

نکته مهم دیگری که در پیام نوروزی رهبری وجود دارد، اتحاد کلمه و انسجام ملی و اجتماعی میان همه مردم در نظام اسلامی است،«اسلام از تمام سلیقه‌های اجتماعی، انسجام، هم‌افزایی و کمک کردن به یکدیگر را می‌خواهد، بنابراین هر دولتی در نظام اسلامی باید مورد حمایت و پشتیبانی همه مردم، حتی کسانی که به آن رای نداده‌اند، قرار بگیرد». بحث انسجام ملی و اتحاد کلمه هم تابع رفتار مردم و مسئولین و هم تابع رفتار جناح های سیاسی و مسئولین نسبت به یکدیگر است. در روابط مردم و مسئولین، ایجاد این اتحاد و انسجام در گرو صداقت گفتار دولت و اعتماد مردم نسبت به مسئولین دولتی وجود دارد. صداقت و راستگویی در کلام مسئولین دولتی بدون شک اعتماد افکار عمومی نسبت به دولت را به همراه خواهد داشت. اما این اتحاد کلمه در بین جناح های سیاسی و دولتی در گرو پافشاری بر فصول مشترک در عین اختلاف سلیقه در بعضی مسائل است.

البته باید توجه داشت که بحث اتحاد و انسجام و همدلی منافاتی با زیر نظر داشتن عمکرد مسئولین و انتقاد از آنان نیست چنانکه رهبر معظم انقلاب هم در این باره فرمودند:« من مردم عزیزمان را به «بی‌تفاوتی» و «نظارت نکردن» دعوت نمی‌کنم بلکه آنها را به اهتمام در مسائل کشور فرامی‌خوانم، و اصرار دارم که برخوردها چه از سوی مردم و چه از سوی مسئولان، تخریبی و یا همراه با تحقیر و اهانت نباشد». به هر حال ملت و دولت حقوق دو جانبه ای نسبت به یکدیگر دارند. تذکر و گوشزد اشتاباهات و انتقاد از وظایف مردم است اما این انتقادها نباید به گونه ای باشد که بوی تخریب و غرض ورزی و از بین بردن اعتماد افکار عمومی نسبت به مسئولین دهد و از طرفی شنیدن صحبت های منتقدین از وظایف مسئولین است و همواره باید با سعه صدر و تواضع نسبت انتقادها عمل کرد نه با توهین و بی حرمتی.    

در آخر می توان گفت که تا چند روز دیگر سال کاری 94 شروع می شود و همه اقشار و طیف های جامعه باید کمربند های خود را برای حل مشکلات کشور محکم کنند. رهبر معظم انقلاب با پیام نوروزی و سخنرانی خود در حرم رضوی دورنمای جمهوری اسلامی و راه کار های لازم برای برون رفت از چالش های موجود را ترسیم و یا به بیان دقیق تر تدبیر کردند و از این جا به بعد نوبت مسئولین و مردم است که به کمک یکدیگر در جهت حل مشکلات کشور برآیند.

 

ارسال در تاريخ دوشنبه سوم فروردین ۱۳۹۴ توسط محسن تاجیک
بسم الله الرحمن الرحیم

« چهارشنبه سوری » یک پدیده ی سنتی است . نه به این خاطر که از قدیم وجود داشته است .مثلا غذا خوردن و راه رفتن هم از قدیم بین مردم رایج بوده  ولی این باعث نمی شود کسی این موارد را سنتی بنامد . سنتی یعنی این که چیزی خوب است ، چون از قدیم بوده است . روشی درست است ، چون از قدیم همین طور بوده است . سنتی  یعنی این که مبنای وجود و چرایی یک رفتار ، این باشد که در گذشته چنین می شده است و ما نیز چنین می کنیم .

این ترقه ها و بمب هایی که هم اکنون صدای انفجارشان به گوش نگارنده می رسد ، یک پدیده ی مدرن هستند. یعنی در گذشته، مشابه آن ها شاید فقط در اختیار قوای مسلح  بوده است و ابزار نو ظهوری در دست مردم عادی هستند . هر سال هم ترقه ها و بمب ها و لوازم آتش بازی جدیدتری به میدان می آیند و رقبای قدیمی هم -  به حکم حکمت انسی  "نو که میاد به بازار کهنه می شه دل آزار" - عرصه را خالی می کنند.

چهارشنبه سوری سنتی ، لازمه اش همسایه ها  و اهل محلی بود که با هم آشنا بودند و آخر سالی دور هم جمع می شدند و آتشی روشن می کردند و آجیلی می خوردند و دور هم بودند خلاصه .

ترقه های مدرن ، لازمه اش محیط بازی است که از منطقه ی مسکونی به دور باشد و صدایش فقط به گوش کسانی برسد که طالب آن هستند و برای شنیدن و دیدن انفجار این ترقه ها به آن جا آمده اند . آخرش هم می شود آتش بازی بزرگی - از قبیل آن چه در شب سال نو یا در فینال جام های معتبر فوتبالی در غرب برگزار می شود - برای حاضرین برپا کرد و دور هم بود خلاصه .

چهارشنبه سوری امروز در بخش های مدرن تر ایران - مثل بیشتر نقاط تهران - محصول اهل محلی است که نیمه ی مدرنشان باعث می شود هم دیگر را نشناسند و رابطه ای با هم نداشته باشند که بخواهند دور هم جمع شوند و آتشی روشن کنند و خوش باشند خلاصه . همان مدرن بودن هم باعث شده که ساختمان و محل سکونت شان - غالبا - اجازه ی چنین کاری را به آن ها ندهد . اما نیمه ی سنتی شان هم اجازه نمی دهد که چهارشنبه سوری را برگزار نکنند . ولو شرایط این ابزار مدرن - از قبیل محیط مناسب و حاضرین داوطلب - مهیا نباشد. نتیجه این می شود که ایرانیان در آخرین چهارشنبه سال با بمب و ترقه می افتند به جان هم و همدیگر و خودشان را لت و پار می کنند ، بدون این که لذتی برده باشند . فحش و نفرین کسانی که در خانه یا ماشینشان هستند و از صداهای رعب آور به تنگ آمده اند را هم به جان می خرند. پول زیادی را هم - برای خرید ترقه ها و برای هزینه های درمانی آسیب دیدگان - دور می ریزند . 

مشکل کجاست ؟ به نظر من معلوم نبودن تکلیف ما با خودمان . ما پایی در سنت و پایی در مدرنیته داریم و همین باعث می شود گاهی وقت ها حس کنیم که داریم از وسط دو شقه می شویم . چهارشنبه سوری یک مصداق عینی ، و در عین حال بسیار کوچک این امر است . مصادیق دیگر فراوانند .

-----------------------------------------------

در مورد سنتی بودن رفتار ها - ر.ک. علیانی ، کوروش . تن و جان آدمی . ص 42 - آیا اسید پاشی یک سنت است ؟ ، نشر آرما . چاپ اول . 1393 

ارسال در تاريخ سه شنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۳ توسط رضا مشتاقی

باسمه تعالي

حسن حيدري//

تلاش براي نمره نه پژوهش

کدام استاد نمره بهتری می دهد؟ کدام استاد سخت گیری کمتری می کند؟ کدام استاد؟.......و خیلی از سوالات ریز و درشتی که در زمانی خاص مطرح می شود و معمولا دانشجویانی که مدت کمتری در دانشگاه بوده اند از دانشجویان ترم بالایی خود می پرسند.

شاید حدس زده باشید که این زمان خاص و بسیار مهیج ، حداقل برای 99 درصد دانشجویان زمان« انتخاب واحد» است. تا حالا شده فکر کنیم که چرا  اکثر دانشجویان دغدغه ی نمره دارند و می خواهند با تلاش کمتر نمره ی بیشتری بگیرند؟ یا این که چرا دغدغه ی بیشتر دانشجویان ، یادگیری و تحقیق و پژوهش نیست ؟

تامل در این موضوع می تواند به عنوان تلنگری محسوب شود که خواب غفلت را از چشمان ما برهاند و موجب سرعت بخشیدن  به رشد پیشرفت علمی کشور و رسیدن به بام علم و فن آوری دنیا شود. آنچه که مایه تاثر می شود این است که معیار ارزشیابی در عالی ترین نهاد آموزشی کشور نمره است. در نگاه سطحی شاید این پرسش در ذهن خطور کند که مگر چه اشکالی دارد؟  اما وقتی به عمق ماجرا نگاه می کنیم متوجه می شویم که این نوع نظام ارزشیابی دانشجو را وادار به جستجوی نمره  از هر راهی می کند و دانشجویان نخبه نیز برای اینکه با معیار دانشگاه همراه شوند نیمی از آن ها بجای پرداختن به پژوهش و تحقیق پیرامون مسائل علمی، توان خود را فقط صرف درس خواندن می کنند و زمانی که به ترم های آخر می رسند تازه متوجه می شوند یک سری حفظیات خشک و خالی را برای نمره خوانده اند و به مسائل کاربردی و فنی رشته خود نپرداخته اند و به عمر از دست داده خود حسرت می خورند.

از طرف دیگر چنین نطام آموزشی و معیاری اجازه تدریس در دانشگاه به کسانی که معدل پایینی داشته اند نمی دهد حتی اگر این گروه از افراد دارای رزومه بسیار قوی داشته باشند و از دانشگاه های مطرح فارغ التحصیل شده باشند. چنین موردی چندی پیش در دانشگاه سمنان رخ داد!!

از طرف دیگر تغییر و تحول ایجاد شده در مقاطع ابتدایی و راهنمایی و ارزشیابی کیفی به جای ارزشیابی کمی باعث توجه بیشتر دانش آموزان این مقاطع به تحقیق و پژوهش گردیده است. افزایش درصد موفقیت دانش آموزان در المپیادهای علمی دانش آموزی دلیلی بر این مدعاست .

امیدواریم تغییراتی که در این مقاطع ایجاد شده ضمینه ی تغییر در دانشگاه را فراهم آورد. تغییراتی که می تواند شامل توجه به زمینه های تحقیق و پژوهش و ایجاد فرصت های خلاقیت و اکتشاف و بروز رسانی دروس و مواد آموزشی ، تعریف کردن واحد های درسی جدید مطابق با نیاز های جامعه و توانمندی های نسل جدید شود تا نظام آموزشی منجمد دانشگاهی را متحول سازد. نظامی که مطابق با نیاز های جامعه امروز و استعدادهای نسل جدید خود را بروز کند و در دنیا حرفی برای گفتن داشته باشد.

ان شاءالله

ارسال در تاريخ سه شنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۳ توسط محسن تاجیک

باسمه تعالي

محسن تاجیک-حسین شهنی

طوطي و بازرگان3

1. «برتولت برشت» نمایشنامه‌ نویس و شاعر بلند آوازه آلمانی از قول بازیگر نقش اول یکی از نمایشنامه ‌های خود می‌گوید: «شرم‌آور است!... چرا هنوز متوجه نشده‌ای که می‌توان به یک نفر برای همیشه دروغ گفت و می‌ توان برای یک بار به همه دروغ گفت، اما هرگز نمی توان برای همیشه به همه دروغ گفت».  حال حکایت «برتولت برشت» هم همان حکایت طوطیان بازرگانان داخلی خودمان هست که هر از چند گاهی سر از سوراخ خود بیرون می آورند و دروغ های همیشگی خود را تکرار می کنند.

 



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ سه شنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۳ توسط محسن تاجیک
با رنگ اگر زاغچه بلبل کردیم 

در نمره امتحان تنزل کردیم 

درگیر نزاع علم و ثروت بودیم 

ویرانی علم را تقبل کردیم 

بر سفره اعتقادمان پا زده و 

با عهد عتیق هم تفال کردیم 

ما آمر معروف شدیم اما حیف

از خویشتن خویش تغافل کردیم 

با قاضی رشوه گیر میجنگیدیم 

 هر چند سر کیسه کمی شل کردیم 

ما منکر اصلی رباییم ولی 

با سود کلان بانک ها گل کردیم 

ما طعم مذاکرات با دشمن را 

با میوه تحریم تناول کردیم 

گفتیم که انتقاد آزاد ولی

 مقدار کمیش را تحمل کردیم 

 

...........

با فن و فنون شاعری کردن هم 

با قافیه ای سخت تغزل کردیم 

ارسال در تاريخ یکشنبه هفدهم اسفند ۱۳۹۳ توسط مهدی فصیحی
.: Weblog Themes By Blog Skin :.
.: Edit by ASedJavad :.