« بِسمِ رَبِّ المُصَوََر »

سجّاد اسدی

 

به مؤمنان بگو چشمهای خود را (از نگاه نامشروع) بیاندازند و فروج خود را حفظ کنند،این برای آنها پاکیزه است،خداوند از آنچه انجام میدهید آگاه تر است. (نور / 30)

این آیه از آیات مخصوص مردان در قرآن محسوب می شود.ابتدای آیه که به بحث ما مربوط است،خود از دو بخش تشکیل گردیده که بخش اول آن مسئله ی نگاه کردن و محدوده ی آن میباشد و این موضوع از مسئله ی حجاب مردان برای آقایان مهمتر است.طبق حدیثی معروف از پیامبر اکرم (ص) نگاه به نامحرمان تیری است مسموم از جانب ابلیس، بنابراین هر فردی که چشمانش را در اختیار ندارد درواقع تفنگی با گلوله­های زهرآگین را روی تیربار گذارده و آنرا تحویل شیطان میدهد تا قلب خود وی را نشانه بگیرد.اما موضوع بحث ما در این مطلب مسئله­ی وجوب حجاب مردان در برابر افراد مختلف میباشد.

در ابتدا باید متذکر این نکته شوم که کنترل نگاه و حفظ حجاب دو عامل بازدارنده و پیشگیر بسیاری از گناهان و مفاسد دیگرند.

بنا به روایتی از امام صادق(ع) درمورد این قسمت از آیه:«فروج خود را حفظ کنند» دراینجا منظور،حفظ فروج(هر چیزی که آشکار کردن آن در ملاء عام-به خصوص در مقابل نامحرمان- برای اشخاص حرام است) از عمل منافی عفت نیست،بلکه منظور،حفظ حجاب فروج مردان می باشد. حال باید بررسی کنیم این حفاظت در برابر افراد مختلف به چه نحوی باید صورت گیرد،که این افراد شامل چهار گروه زیر میشوند:

اگر طرف مقابل فرد، همسر او باشد همه ی قیود برداشته میشود.یعنی هیچ حجابی لازم نیست قرار داشته باشد.

در مقابل مردان و پسران فرد باید طوری خود را بپوشاند که باعث تحریک همجنسانش نشود.

اگر فرد مورد نظر یکی از زنان محرم وی باشد،در اینصورت هم باید پوششی را انتخاب کند که باعث تحریک این افراد نشود.شاید الآن بگویید زنان محرم من که از این دید به من نگاه نمیکنند که شما این را میگویید. بله درست میفرمایید اما همانطور که در ابتدا گفتم حفظ پوشش عاملی بازدارنده از گناهان دیگر است،به همین دلیل است که در دینمان در مقابل محرمان هم حفظ پوشش غیرمحرک واجب شده است.

گروه چهارم بحث ما زنانی اند که نسبت به فرد نامحرم محسوب میشوند. در رابطه با حجاب مردان در این مورد هم میتوان گفت که هر گونه عملی که موجب تحریک نامحرم انجام گیرد، حرام است.

برخی از این عوامل محرک را در ادامه برمیشماریم:

درمورد مقدار پوشش، فرد دست­هایش را میتواند تا آرنج باز بگذارد،البته میتواند تا محل بازوها نیز بازگذارد با این شرط که باعث تحریک نشود (مثل برخی از ورزشکاران که به دلیل جلب توجه تی شرت های آستین کوتاه می پوشند، نباشد)

پاهارا هم میتواند تا ساق هایش بازگذارد،البته باز هم در صورت محرک نبودن میتواند شلواری بپوشد که تا زانو هایش باز باشد.فاق شلوار نیز نباید به مقداری کوتاه باشد که موجب تحریک گردد.

یقه ی لباس فرد نباید تا جایی باز باشد که موهای سینه و یا سفیدی سینه اش نمایان شده و موجب تحریک گردد.

همچنین در نحوه ی پوشش و انتخاب لباس،فرد باید دقت کند که از لباسهای تنگ،یا با طرح و رنگ مهیج و حرام و... که باعث تحریک جنس مخالف میشوند استفاده نکند.

در انتخاب مدل مو و کفش و گردنبند و دستبند و... باید توجه شود که این­ها نیز نباید طوری انتخاب گردند که تحریک آمیز باشند.

نکته قابل توجه برای پسران این است که اگر دقت و مطالعه ای در مورد وجوب حفظ پوشش زنان داشته باشند و آن را با مقدار خواسته شده از مردان مقایسه کنند، در می­یابند که مردان نسبت به زنان پوشش لازمه­ی کمتری دارند و از نظر حفظ حجاب بسیار آزادانه تر با مردها برخورد گردیده است.

البته نه به این معنی که این درخواست به معنی محدودیت هم برای مردان و هم برای زنان البته به طور بیشتر باشد، بلکه همانطور که در ابتدا گفته شد مصونیتی است در برابر آسیب های دیگر که با رعایت نکردن آن هم خود فرد را در معرض گناه قرار می دهد و هم جامعه را دچار آسیب های اجتماعی مختلف می کند.

البته شاید شما بگویید که مطالب گفته شده­ی بالا با جامعه­ی امروز ما بسیار فاصله دارد، اما باید بگوییم که مقداری از سبک پوشش که شریعت مقدس اسلام از ما خواسته که حتماً به صلاح ما هست، همین بود که خواندید ولی متأسفانه امروزه بسیاری از مردم ما سبک زندگی­ای را پسندیده­اند که در غرب نیز رواج ندارد بلکه بر مبنای یک تجمل گرایی صرف و ابراز بی حد و حصر احساسات عاطفی بنا شده است و در غرب نیز از معضلات اینگونه زندگی اجتماعی مشکلات عدیده ای به وجود آمده که همگی از آثار و تبعات آن مستحضرید و باعث می شود تا در مواقعی که اینگونه رفتار ها و احساسات بروز یابد و در قالب ابراز محبت به خانواده استفاده بی­اثر شود و توانایی ایجاد محیط صمیمی و گرم در نخواهد داشت.

به امید روز های خودباوریمان...­

والله علیمٌ بذات الصّدور...

ارسال در تاريخ چهارشنبه بیست و نهم بهمن 1393 توسط محسن تاجیک

شبکه های اجتماعی و عضویت و فعال بودن در آنها از مباحث داغ این روزهای جوامع مختلف شده و افراد بسته به سن، جنس، شغل و... وقت معینی را به استفاده از این شبکه ها اختصاص می دهند.

به گزارش خبرنگار فناوری اطلاعات «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ جامعه ایران هم ازین امر مستثنی نبوده و حتی می توان گفت در این زمینه گوی سبقت را از برخی کشورها ربوده است. برای مثال: می توان به آمار سایت الکسا (www.alexa.com) که تعداد مراجعه کنندگان به هر وب سایتی را به تفکیک ارائه می دهد استناد کرد. طبق آمار برگرفته شده از این سایت، کاربران ایرانی در مراجعه به وبسایت «وایبر» جهت دریافت نرم افزار این شرکت، رتبه اول را کسب کرده اند و در این زمینه گوی سبقت را از کشورهایی چون: آمریکا، هند، روسیه و پاکستان ربوده اند.

پرواضح است که سهولت استفاده از این شبکه ها تاثیر زیادی در فراگیر شدن آنها در جامعه داشته، به طوری که صرف دسترسی داشتن به اینترنت می تواند افراد را با جامعه بزرگی از کاربران شبکه های اجتماعی پیوند دهد و شرایطی را فراهم آورد که افراد در آن به تبادل نظرات خود در مباحث مختلف سیاسی، اجتماعی و یا اقتصادی بپردازند. این شبکه ها که هرکدام نسبت به دیگری برتری و ویژگی مضاعفی دارند در صدد ترغیب تعداد بیشتری از کاربران جهان برای استفاده از خود هستند. آن ها از مزایای زیادی چون امکان تبادل نظر در مباحث مختلف، یافتن و امکان برقراری ارتباط با دوستان قدیمی، کاهش هزینه مکالمه، کاهش هزینه ارسال پیامک، اطلاع رسانی موارد مهم به طور گسترده، ایجاد ارتباط تصویری، امکان ارسال پیام های چند رسانه ای و ... برخوردارند و بعید است فردی با این تکنولوژی نوظهور به خودی خود مخالف باشد.

مگر می شود کسی از اینکه بتواند با کمترین هزینه ممکن و در آن واحد با تعداد زیادی از کاربران آشنا و غیرآشنا ارتباط برقرار کند ناراضی باشد؟ پس چه عامل یا عواملی باعث می شود که عده ای با استفاده از شبکه ها مخالفت کنند؟ برخی دلیل مخالفت خود را تولید این نرم افزارها توسط معاندین نظام و فراهم کردن امکان جاسوسی از کاربران ابراز می دارند و برخی فارغ از اینکه چه کسی نرم افزار را تولید کرده است علت نفی این شبکه ها را به بطالت گذشتن وقت و همچنین، محتوای بی ارزش رد و بدل شده در این شبکه ها می دانند. به هر حال هر چه که هست، نباید اجازه دهیم شبکه های اجتماعی که مصداقی از «تکنولوژی» می باشند و فلسفه اهتمام به آن چیزی غیر از خدمت به انسان و بشریت نبوده است به گونه ای ما را احاطه کند که انسان به بردگی و خدمت آن دربیاید.

بعید است به آرشیو اخبار مربوط به فناوری اطلاعات خبرگزاری ها در چندین سال اخیر نگاهی بیاندازیم و در آن اظهارات مسئولین امر را درباره فیلترینگ و یا عدم فیلترینگ شبکه های اجتماعی مشاهده نکنیم. قوانین حاکم بر شبکه های اجتماعی، کنترل محتوای پیام های رد و بدل شده در این شبکه ها، تعیین حد و مرزهای حریم شخصی، تعیین مصادیق مجرمانه و نهایتا فیلترینگ شبکه های اجتماعی از مواردی است که محل بحث قوای سه‌گانه کشور علی الخصوص دولت و قوه قضاییه است.

مهمترین مرجع تصمیم گیری درباره فیلترینگ این شبکه ها «شورای عالی فضای مجازی» می باشد. این شورا با تدبیر رهبر انقلاب و متشکل از افرادی حقوقی و حقیقی در اواخر سال 90 کار خود را آغاز کرد. نحوه انتخاب اعضا به گونه ای بوده است که تمام نهادهای مرتبط با فضای مجازی در آن شورا نماینده دارند. وزارت ارتباطات هم به عنوان مجری سیاست های فناوری اطلاعات در کشور موظف است مصوبات شورایعالی فضای مجازی را جامه عمل بپوشاند.

متاسفانه قبل از اینکه بستر مناسبی برای ورود نرم افزارهای شبکه های اجتماعی فراهم شود این نرم افزارها به راحتی در اختیار کاربران قرار می گیرد و زمینه را برای نقض حریم خصوصی افراد و رد و بدل کردن محتوای مجرمانه و انواع توهین و افترا به شخصیت ها ایجاد می کند.

این مساله آنقدر چشمگیر شد که محسنی اژه ای معاون اول قوه قضاییه اواخر تابستان 93 در نامه ای به وزارت ارتباطات ضرب الاجل یک ماهه ای را برای فراهم کردن بستری مناسب برای شبکه های اجتماعی تعیین کرد. وزارت ارتباطات هم در واکنش به نامه معاون اول قوه قضاییه مدعی شد با یک فناوری فوق پیشرفته به نام «فیلترینگ هوشمند» می تواند از انتشار محتوای مجرمانه این شبکه ها جلوگیری کند.

هر چند وزیر ارتباطات در دی ماه 93 از آغاز فیلترینگ هوشمند خبر داد و اظهار داشت فاز اول آن اجرایی شده است. اما گسترش روزافزون این نرم افزارها در بین کاربران و افزایش محتوای مجرمانه و به تبع آن افزایش شکایات از افراد به دلیل نقض حریم خصوصی و سایر مسائل، وزارت ارتباطات مکلف شد سه نرم افزار تانگو، واتس آپ و لاین را فیلتر کند.

از طرفی دیگر وزیر ارتباطات و وزیر ارشاد بارها تاکید کرده بودند که شبکه‌ های اجتماعی پر استفاده در میان کاربران ایرانی هرگز فیلتر نمی‌شود و از طریق فیلترینگ هوشمند از انتشار محتوای مجرمانه جلوگیری می شود.

دولت در حالی از فیلترینگ هوشمند دفاع می کند که بررسی های تخصصی گروهی از دانشجویان دانشگاه تهران درباره «فیلترینگ هوشمند»، عملا کارایی این فناوری را زیر سوال می برد. همچنین بر اساس گزارش مؤسسه آمریکائی EFF، ارتباطات اکثریت شبکه‌های اجتماعی موبایلی - از جمله وایبر، واتسآپ، اینستاگرام، تلگرام و ... - به صورت رمز شده با سرورهای این نرم‌افزارها انجام می‌شود و بدین صورت، محتوای تبادل شده برای مخابرات اصلاً قابل مشاهده نیست که بعد بخواهد خوب و بد آن را تشخیص بدهد. بنابراین تنها راه برای کنترل این شبکه ها و جلوگیری از جولان شرکت های سازنده این نرم افزارها در حریم خصوصی افراد جامعه مسدود کردن آن ها به طور کامل است. اما دلیل سرپیچی وزارت ارتباطات از عدم اجرای فیلترینگ چیست؟

شاید دلیل سرپیچی وزارت ارتباطات از دستور صریح مقامات قضایی جهت فیلترینگ چند شبکه اجتماعی را بتوان نوعی حرکت پوپولیستی از سوی دولت تدبیر و امید تعبیر کرد. همواره از ابتدای روی کار آمدن دولت یازدهم، به عدم وجود یک بدنه اجتماعی برای حمایت از دولت، انتقاداتی صورت گرفته است و شاید دولت با تاکید بر مشی خود بر عدم فیلترینگ شبکه های اجتماعی (که عموما جوانان و علی الخصوص دانشجویان در آن فعال هستند) مترصد برطرف کردن این نقیصه است. دولتی که با شعار قانونمداری روی کار آمد و همواره دولت سابق را به دلیل عدم تمکین به اجرای قوانین محکوم کرده و هجمه های فراوانی به آن کرده است حالا خود در معرض یک آزمایش بزرگ قرار گرفته است. بعید است دولتمردان از اینکه مصوبه کارگروه تعیین مصادیق مجرمانه و ابلاغ آن توسط دادستانی لازم الاجراست و دولت باید به آن تمکین کند بی خبر باشند.

دولت یازدهم با اینکه مشی خود را اعتدال نامیده و همواره بر دوری از افراط تاکید ورزیده اما به نظر می آید در بدنه دولت عناصری وجود دارند که از افراد فعال در فتنه 88 بوده اند و با عناوین مختلفی در دولت تدبیر و امید پست گرفته اند. بعید نیست علت استنکاف و سرپیچی وزارت ارتباطات از دستور صریح مقامات قضایی وجود «وزیر سایه» در این وزارتخانه باشد. نشانه های زیادی وجود دارد که وجود وزیر سایه را نه تنها در وزارت ارتباطات بلکه در سایر وزارتخانه ها تایید می کند. یکی از انتقادات اصلی نمایندگان و تشکل های دانشجویی به رضا فرجی دانا، وزیر سابق علوم دولت تدبیر و امید، وجود وزیر سایه و وجود دست های پشت پرده در تصمیم گیری های وزیر بود.

واضح است که انسداد و فیلترینگ شبکه های اجتماعی باید جزو آخرین راه های مقابله با آفت های شبکه های اجتماعی باشد و قطعا اگر بتوان راهی بهتر برای مقابله با مصادیق مجرمانه یافت آن راه اولویت بیشتری نسبت به فیلترینگ خواهد داشت. یکی از این راهکارها ایجاد و توسعه شبکه های اجتماعی بومی و تولید داخل می باشد. شبکه های اجتماعی بومی در ضمن اینکه می تواند کشور را از وابستگی و سلطه کشورهای دارای این نرم افزارها خارج کند حتی می تواند با فرهنگ ایرانی - اسلامی پیوند ایجاد کند.

ارسال در تاريخ شنبه بیست و پنجم بهمن 1393 توسط مرتضی باجلان

باسمه تعالی

علی گیوه فروشها

ولایت فقیه

  ولایت فقیه، حکومت اسلامی و مسائل مربوط به آن ها از قبیل لزوم حکومت اسلامی و ولی فقیه، محدوده اختیارات ولی فقیه، محدوده اختیارات ولی فقیه، شرایط لازم برای احراز این مسئولیت خطیر، تفاوت مرجعیت با ولی فقیه و... از جمله مسائلی است که در بسیاری از مجامع عمومی و خصوصی، تخصصی و غیرتخصصی، علمی و غیر علمی و... مطرح می گردد و در مورد آن ها آراء و نظرات مختلفی بیان می شود.

  در این مجال فرصت را غنیمت شمردیم تا این مسئله را از نگاه درون دینی مورد بررسی قرار دهیم و میزان اهمیت آن را با هم به نظاره بنشینیم.

  همان طور که واضح و مشخص است عبارت مذکور از دو کلمه «ولایت» و «فقیه» تشکیل شده و در واقع این عبارت متضمن ولایتی است که به فقیه نسبت داده می شود. بنابراین برای درک درست معنا و مفهوم این عبارت باید به شناخت دقیق از مفهوم ولایت دست یابیم. به همین منظور به سراغ قرآن کریم، محکم ترین کتاب آسمانی و اول مرجع مسلمین جهان می رویم و در مورد «مفهوم ولایت» به جستجو می پردازیم. مقدمتا این را باید بدانیم که مسئله ولی و اطاعت از ولی یکی از مهمترین و داغ ترین مباحث در میان فرق اسلامی است(که مورد بحث ما نمی باشد). اما مسئله ای که مورد اتفاق است، این است که به حکم آیه 44 سوره عنکبوت که می فرماید «خدا آسمان ها و زمین را به حق آفرید» خدا خالق هستی است و لذا مالکیت تمام هستی ازآن اوست و به قول قرآن «از آن خداست هر آن چه در آسمان ها و هر آن چه در زمین است.»(س نجم ی31).

  پس چون خداوند مالکیت تام دارد بنابر این یگانه مطاع و فرمانروای هستی اوست و همه کس و همه چیز در تمام امور باید گوش به فرمان و مطیع محض او باشند. همچنین بنابر دلایل ذکر شده یگانه حاکم هستی و تنها مرجعی که حکم او قابل اعتنا می باشد خداوند متعال است که آیه57 سوره انعام هم به همین موضوع اشاره نموده می فرماید: «حکم تنها حکم خداست.»

  حال پس از این که حق"ولایت و مطاع بودن خدا" و همچنین حق"حاکم بودن او" مشخص و مبین گردید، به سراغ آیات قرآن کریم در مورد مبحث و موضوع اولیه  خود می رویم.

  مسئله  اطاعت از خداوند متعال در اکثر موارد در قرآن کریم با اطاعت از رسول همراه شده است و دلیلی که برای آن ذکر شده این است که هرکس ادعای فرمانبرداری از خدا را کرد باید در عمل و در اطاعت از پیامبر او نیز این فرمانبرداری را به منصه ظهور برساند و تعالیم و اوامر فرستادگان او را پذیرا شود. و اهمیت این اطاعت(اطاعت از پیامبر) به آن اندازه است که هر کس از او فرمانبرد خداوند متعال را فرمان برده است(س نساء ی80)

  اما قرآن کریم در کنار امر به فرمان برداری از خدا و رسولش در آیات متعدد فواید این فرمانبرداری و آفات سرپیچی از آن را نیز بیان می نماید. برای مثال قرآن کریم این فرمانبرداری را به عنوان شرط لازم برای دریافت رحمت الهی اعلام داشته(س آل عمران ی132) و نتیجه این ولایت پذیری را هدایت شدن برمی شمرد(س نور ی54). از طرف دیگر قرآن کریم عدم ولایت پذیری از خدا و رسولش را سبب بطلان اعمال بیان می کند(س محمد ی33)و روی گردان شدن از این فرمانبرداری را برابر کفر قلمداد کرده و نتیجه آن را خارج شدن از خیل محبوبین خداوند متعال برمی شمرد.(س آل عمران ی32)

  از دیگر خصوصیات ولایت و رهاورد های مهم ولایت پذیری اتحاد و همبستگی و جلوگیری از نزاع و اختلاف در جامعه اسلامی است که دوآیه از قرآن کریم به این مطلب اشاره نموده اند و توضیحات این دو آیه و دیگر مطالب پیرامون آن، به لطف خدا در متن های بعدی خواهد آمد.

ادامه دارد...

ارسال در تاريخ جمعه بیست و چهارم بهمن 1393 توسط محسن تاجیک

باسمه تعالی

علی محمد مستوفی

الإمام الرياح

 

موضوعی که می خواهیم به بررسی آن بپردازیم نقش رهبر در امور زندگی و انقلاب ها است.

هر گونه زندگی اجتماعی نیاز به یک پیشرو و رهبر دارد. چرایی این موضوع را در ادامه بررسی خواهیم کرد.

مطمئنا تا به حال به کوچ پرندگان نظر کرده اید و این صحنه را دیده اید که تک پرنده ای جلو تر از بقیه پیش میراند و راهبر, مسیر کوچ است و در پس آن پرندگان دیگر به پرواز مشغول اند .

برای هر کدام از آن ها وظیفه ای پیش از هر وظیفه دیگر تعریف شده است و آن پیروی از رهبر گروه است.

داستان (کبوتر طوقدار و یاران)  در کتاب کلیله  و دمنه این موضوع را بسیار زیبا مطرح می  کند و نتایج بسیار لطیفی از آن می گیرد ؛ مطالعه این داستان مطمئنا خالی از سود نخواهد بود.

                                   

حال به سراغ واژه انقلاب می رویم و در ادامه به بررسی واژه رهبر با این زمینه خواهیم پرداخت.

 

بنده میخواهم  از نظر ترجمه به وجه دگرگونی این لغت بپردازم.برای ملموسی این معنی تصور امواج دریا بسیار گویاتر از سخن حقیر است.

امواج دریا در هر جایی که باشند آن جا را کاملا زیر وزبر می کنند. 1

زیر و زبر به این معنا که همه چیز را در هم ریخته و در پایان جای سبک و سنگین و جای بالادستی و پایین دستی تغییر می کند و نهایتا هیچ چیز در جای قبلی خود نخواهد بود.

حال به نقش باد در هنگامی که امواج به بالاترین حد خود میرسند توجه کنید. باد است که می تواند امواج را به هر سمتی که میخواهد براند. و اگر بادی نباشد هیچ اتفاق خاصی رخ نمی دهد و امواج به جای قبلی بر می گردند.

 

حال به سراغ بحث اصلی بر می گردیم

 

جامعه به هر دلیلی دست به انقلاب میزند. در ابتدا همه ی افراد برای رهایی از ظلم و ساختن جامعه ی ایده آل خود دست به این کار می زنند و شاید برخی وقتی انقلاب به روز های سخت خودش نزدیک شود پشیمان شوند  ولی وقتی جرقه ی انقلابی زده شود دیگر باید مسیرش را ادامه داد و نمیتوان باز ایستاد.

جامعه ای که دچار انقلاب شود مثل دریایی است که امواج قدرتمندی در خود دارد و به هیچ وجه قابل پیش بینی نیست.

حال به موثر ترین نقش در انقلاب رسیدیم؛ 

 رهبر

او همچون باد جامعه ای که به پاخواسته را به جهتی که میخواهد می راند.

جامعه ی منقلب شده باید از همان ابتدا برای خود راهبری مشخص کند چرا که تاخیر در این موضوع ممکن است انقلاب را در مسیر خطایی قرار دهد و در آن زمان جامعه نه تنها به سمت بهبود مسائل پیش نمیرود بلکه باعث تخریب  ساخته های قبلی و ایجاد مشاکل جدید می شود.

 

حال اگر جامعه به این بینش عمیق و پختگی رسیده باشد و درک کرده باشد که نمیتوان بدون رهبر ادامه داد باید به مسئله ی دیگری پرداخت و آن انتخاب فرد موثر برای رهبری است.

 

در شرایطی که جامعه منقلب است رهبر باید شور و منطق را در یک ظرف جمع کند به این معنی که شور و اشتیاق و انرژی فراوان جامعه را کنترل شده و با فکر خرج کند و از حرکاتی که قطار انقلاب را از ریل خارج می کند جلوگیری کند.

 

حال به عالم مشهود قیاس میرویم . در طرفی انقلاب ایران و در طرف دیگر یکی از انقلاب های کشور های تازه به پا خواسته را قرار دهید.

در هر مورد که بررسی نمایید سراسر به شباهت میرسید.

عوامل ایجاد کننده انقلاب با توجه به ظرفیت و شعور اجتماع مطمئنا به حدی رسیده اند که جامعه را مجبور به انقلاب کرده است؛ پس در ابتدایی ترین موضوع شباهت موجود است.

و همینطور اگر ادامه دهید هر موضوع بر شباهت های موجود تاکید می کنند.

حال با توجه به نزدیکی موجود سوالی در ذهن پیش می آید که چرا نتیجه ها متفاوت است.

مگر می شود که مثلا دو بذر پرتقال را بکاریم و در نهایت یکی از درختان پرتقال میوه بدهد و دیگری سیب؟

پس تفاوتی وجود دارد که مطمئنا بسیار مهم و موثر است که اینقدر نتایج متفاوت است.

و این تفاوت چیزی نیست به جز رهبری.

در بقیه جوامع مردم بسیار خوب علیه ظالم برخواستند ولی فردی نبود که نقش مصباح را ایفا کند و برای جامعه راه را روشن کند و یا اصلا راه واحدی را برای آن ها ترسیم کند.

عدم وجود رهبر و یا فقدان رهبر مناسب, باعث کثرت راه ها می شود و این موضوع باعث پراکنده شدن اجتماع می شود و مهیب ترین ضربه را بر پیکره انقلاب می زند .

و به عنوان آخرین مطلب : رهبر مانند باغبانی است که از ابتدای جوانه زدن بذر باید در جهت تعالی آن تمام تلاش خود را بکند. مانند پیامبر اسلام (صلوه الله علیه) که برای جامعه اسلامی زیباترین رهبری را انجام دادند.

و نهایتا کام خود را با شعری از حضرت مولانا شیرین نمایید.

چو ان الله یدعو را شنیدی کژ مکن رو را                               زهی راعی زهی داعی زهی راه و زهی رهبر

 

در پناه حق

ارسال در تاريخ شنبه یازدهم بهمن 1393 توسط محسن تاجیک

باسمه تعالی

در میدان انقلاب ها

ما در چند قرن گذشته همواره شاهد ظهور و بروز انقلاب ها در جای جای این کره خاکی بودیم . به طوری که هر روز می گذرد بر تعداد آن افزوده می شود. در این میان شناخت انقلاب ها مسئله مهمی است . طبق نظر اکثر قریب به اتفاق کارشناسان انقلاب های ایران ، روسیه و فرانسه ، سه انقلاب بزرگ دنیا هستند چرا که تاثیرگذارترین و جریان ساز ترین انقلاب ها در سطح جهان می باشند . نظام سلطنت تزاری روسیه که اکثریت مردم آن روستایی و دهقان بودند و به نظام سرمایه داری و فاصله طبقاتی آن زمان معترض و خواهان برابر خواهی بودند ، با نظریه مارکسیسم که همان نظام بی طبقه است علیه حکومت قیام و نظام کمونیستی را پایه گذاری کردند . در فرانسه مردم از استبداد و ظلم شاه و کلیسا به ستوه آمده بودند و با اهدافی چون آزادی خواهی ، دموکراسی ، حکومت جمهوری ، انسان گرایی ، مذهب فردی و ... دست به انقلابی زدند که که نتیجه آن نظام لیبرالی و بلوک غرب بود . در ایران هم خواسته هایی چون اسلام خواهی ، استقلال خواهی ، آزادی های مشروع ، حفظ حرمت دیانت ، حکومت دینی و ... باعث شد که مردم علیه حاکمیت طاغوت و استکبار به پا خیزد و انقلاب اسلامی مبتنی بر نظام ولایت فقیه را به جهانیان عرضه کند .

در هر سه انقلاب فوق الذکر ویژگی های مشترکی همچون مبارزه با سلطنت ، استبداد ، آزادی خواهی ، برابر خواهی و ... وجود دارد اما هرکدام از اين انقلاب ها دارای ویژگی های متفاوتی هستند که آن ها را از هم متمایز می کند . به خصوص انقلاب ایران را از دو انقلاب دیگر . انقلاب ایران ماهیتی متفاوت نسبت به انقلاب های روسیه و فرانسه دارد . در فرانسه که مردم استبداد بوربون ها و حاکمیت کلیسا را شکست داده و حکومت جمهوری را ایجاد کرده بودند ، بعد از پانزده سال از پیروزی انقلاب ، ناپلئون بناپارات تاج گذاری کرد و به عنوان امپراطور فرانسه خود را معرفی کرد و حکومتی مستبد تر از قبل را به وجو آورد . در روسیه که مردم علیه نظام سرمایه داری قیام کرده و انقلابی بر پایه برابر خواهی و کمونیسم(نظام بی طبقه) بنا نهاده بودند ، سرانجامش فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی بود . اما در نقطه مقابل ، انقلاب اسلامی مردم ایران که 36 سال از عمر آن می گذرد نه تنها تضعیف نشده بلکه به عنوان قدرت اول منطقه و یکی از قدرت های مهم امروز جهان محسوب می شود و همچنان روحیه استکبار ستیزی و اسلام خواهی که از شعار های اولیه انقلاب بود حفظ شده و راهپیمایی های 22 بهمن هر سال با شکوه تر از سال های قبل برگزار می شود . آن چه که در این مطلب مدنظر نويسنده می باشد رمز ماندگاری ، دوام و اقتدار انقلاب اسلامی ایران در مقایسه با دو انقلاب روسیه و فرانسه می باشد . در زیر سعی شده تا برخی از دلایل تمایز بین انقلاب ها بررسی شود .    

1- فراگیری انقلاب ، شاید اولین تمایز انقلاب ایران با دو انقلاب دیگر باشد . در فرانسه انقلاب محدود به پاریس و روستاهای حومه بود . حکومت ضعیف شده بود و لازم نبود همه کشور بسیج شوند . در روسیه هم همین طور . انقلاب در سن پطرزبورگ و مسکو شکل گرفت و نهایتا به چند شهر صنعتی تسری یافت . اما در ایران موج انقلاب خواهی در تمامی شهر ها وحتی روستا های کشور ایجاد شده بود . کارگران ، کارمندان ، کشاورزان و اصناف ، چرخ های اقتصادی و اداری کل کشور را مختل کرده بودند . مردم قم قيام مي کردند،تبريزي هابرايشان چهلم ميگرفتند ، يزدي ها براي تبريزي ها و ....  . به طور کلی پراکندگی شهدای انقلاب اسلامی در کل ایران تقریبا یکسان است .

2- حزبی نبودن انقلاب و رهبری واحد یکی دیگر از دلایل ثبات و ماندگاری انقلاب اسلامی است . در حالی که دو انقلاب دیگر از این مزیت بی بهره بودند . تروتسکی ، یکی از انقلابیون روسیه اعتراف می کند که انقلاب فوریه 1917 روسیه رهبر مشخصی نداشت و رهبران با سقوط حکومت تزاری وارد صحنه شدند . لنین ( که از او به عنوان رهبر انقلاب روسیه یاد می کنند ) در دو برهه مهم انقلاب روسیه یعنی ژانویه 1905 و فوریه 1917 حضور نداشت و هر بار پس از پیروزی موقت انقلاب ، خودش را به روسیه رساند و نتوانست قدرت را دست بگیرد بلکه این سازمان حزبی انقلابی ها بود که اثر گذاشت و افرادی نظیر لنین و استالین به عنوان حزب بلشویک ، کشور را اداره می کردند . در فرانسه هم قضیه چندان متفاوت نبود . میرابوا ، لافایت ، دانتون و روبسپیر هر کدام مقطعی کوتاه و آن هم رهبری گروهی از انقلابی ها را بر عهده داشتند و هیچ کدام به عنوان راهبر از ابتدای تکوین انقلاب تا انتهای استقرار و تثبیت نظام جدید در راس حکومت نبودند و هر کدام وقتی حزب متبوعش بر حزب های دیگر آن هم با کشتار های وحشیانه فراوان فائق می آمد ، رهبر انقلاب می شدند . اما انقلاب اسلامی بدون هیچ سازمان حزبی و با محوریت و رهبري امام خمینی (ره) از سال 42 آغاز و در سال 57 به پیروزی رسید . در صبحگاه پیروزی همه طیف ها و جناح های مذهبی و غیر مذهبی ، از حزب توده تا جبهه ملی و مجاهدین خلق او را یگانه رهبر مطلق ایران می دانستند . همان طور که زمان بازگشتش به وطن چندین میلیون نفر به استقبال او رفتند ، هنگام رحلتش هم ده میلیون نفر به تشیع جنازه اش رفتند . همچنین پس از رحلت امام خمینی (ره) ، مجلس خبرگان رهبری به طور قانونی و بدون هیچ چالشی حضرت آیت الله خامنه ای را به عنوان رهبر انقلاب برگزیدند . ادامه مسیر بنیان گذار انقلاب اسلامی ایران در دوره رهبری ایشان نشان از آن داشت که رهبری ولی فقیه ، ساختاری سیاسی و متکی به ایدئولوژی انقلاب یعنی اسلام است .

3- جهان در قرن بيستم در جهتي حرکت مي کرد و انقلاب اسلامي جرياني بود در جهت عکس آن .  به جرات می توان گفت مهم ترین دلیل مردم ایران برای انقلاب ، اجرای قوانین اسلام بود . ملت ایران با بهره گیری از فرهنگ عاشورا و اعتقاد به حکومت جهانی مهدی موعود (عج) و رهبر دینی مقتدر به خیابان ها آمدند و سینه شان را در برابر گلوله ها سپر کردند و نظام 2500ساله شاهنشاهی را در هم شکستند و حکومتی را بنیان نهادند که پایه و اساس آن اسلام و دایه دار اجرای قوانین آن در بطن جامعه است . اما در آنسو انقلاب فرانسه ، قیام علیه کلیسا و پاپ بود . پس از وقوع رنسانس در اروپا که باعث بدبيني مردم نسبت به دين و کليسا و پاپ شد ، بشرگرايي ، منفعت طلبي و اصالت فرد در جامعه بيداد مي کرد .  در آن زمان مذهب فردی به شدت ترویج یافت که ثمره آن حکومت سکولار (جدایی دین از سیاست ) بود . در روسیه اوضاع بدتر از غرب بود . مارکس ، دین و مذهب را در تضاد با مبارزه و انقلاب می دانست و نتیجه آن فرهنگ الحادی (بی دینی) مردم روسیه بود .

به هر حال انقلاب اسلامی ایران با تمامی کمی و کاستی های خود ، جریانی در مقابل جریان ابر قدرت های جهان بود و با اتکا به مذهب و دیانت در مقابل زیاده خواهی ها و زورگویی های جهان خواران ایستاد و به دفاع از ملت های مظلوم و مستضعف پرداخت . به موزه تاریخ پیوستن کمونیست و بلوک شرق با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و شکست های امریکا در لشگرکشی به منطقه و شکست های متوالی اسراییل، از طرفی و از سوی دیگر تشکیل جناح های مقاومت اسلامی در لبنان و فلسطین و موج بیداری اسلامی و انقلاب های بعد از سال 2011 همگی متاثر از انقلاب اسلامی مردم ایران بود تا میشل فوکو ، اندیشمند فرانسوی قرن بیستم زبان به اعتراف باز کند و بگوید :"اسلام در سال 1979 افیون توده ها نبود بلکه روح یک جهان بی روح بود" .

ارسال در تاريخ جمعه دهم بهمن 1393 توسط محسن تاجیک

بسم الله الرحمن الرحیم

برای من - بیشتر وقت ها - حاشیه جذاب تر از متن است . اگر چه فرموده اند که : « علیکم بالمتون ، لابالحواشی » ، اما خوب ، قطعا گوینده هم در نظر داشته است که حاشیه ها  جذابیتی دارند که ممکن است متن را تحت تاثیر قرار دهند و ذهن مخاطب را از اصل متن به سمت خود منحرف کنند . مثلا در صحنه ی یک گل در مسابقه ی فوتبال ، برای من جذاب تر از چگونگی به ثمر رسیدن آن گل ، واکنش بازیکنان تیم گل زده و بازیکنان تیم گل خورده و تماشاگران این 2 تیم است . یا مثلا خیلی وقت ها شده که در یک سخنرانی ، بیشتر از مطالب سخنران ، واکنش شنوندگان برایم جذابیت داشته است . مثل همین نشست بررسی پدیده ی فوت مرحوم مرتضی پاشایی که در دانشگاه تهران برگزار شد . در آخرین و جنجالی ترین بخش این برنامه ، دکتر یوسف اباذری انتقاد صریح و شدیدالحنی در مورد واکنش مردم به فوت مرحوم پاشایی ابراز کردند که این نقد ایشان ، واکنش هایی را در بین حاضرین داشت . یکی از خانم های حاضر در برنامه، به انتقاد از انتقادات دکتر اباذری پرداختند و ایشان هم جواب هایی دادند . اما جالب تر از سخنان رد و بدل شده بین این دو ، واکنش حضار بود . آن خانم در جواب سخنان دکتر اباذری که معتقد به سخیف بودن موسیقی پاشایی و مایه تاسف بودن گوش کردن مردم به این موسیقی بودند ، با ناراحتی فریاد زدند که « من آدمم در این مملکت و این خود من هستم که تعیین می کنم چطور زندگی کنم و هر چیزی را که دوست داشته باشم انتخاب می کنم». دکتر اباذری هم در جواب گفتند که : « این ایماژی (تصویری) است که فقط افراد ساده دلی مثل شما ممکن است آن را باور کنند . میلیون ها مدل ساختند که شما محکومید بر مبنای آن مدل ها زندگی کنید . فکر می کنید دارید انتخاب می کنید . » و هر دو این اظهارات که کاملا مانعه الجمع و در نقطه ی مقابل هم هستند و با فاصله ی زمانی 20 ثانیه از هم ارائه شدند ، مورد تشویق سنگین حضار قرار گرفتند . مستحضرید که این گونه کف زدن ها که بلافاصله پس از پایان یک جمله شورانگیز انجام می شود ، در مقام تایید آن سخن است و اساسا متفاوت است با تشویق هایی که پس از پایان سخنان یک سخنران صورت می گیرد و معمولا موافق و مخالف از باب احترام در  آن مشارکت می کنند . این تاییدها و تشویق ها ، مورد توجه و تذکر یکی از سخنرانان نیز قرار می گیرد .        

خلاصه منظور از این رطب و یابس این که : گاهی حواشی ، مفاهیم شایان توجه تری از متن در خود دارند .

مرحوم فخرالدین حجازی ، از وعاظ و مبارزین برجسته ی قبل از انقلاب بودند . پس از انقلاب هم به فعالیت سیاسی خود ادامه دادند و در اولین دوره ی انتخابات مجلس شورای اسلامی ، بیشترین آرا را در بین نمایندگان کسب کردند و با بیش از یک میلیون و پانصد هزار رای ، به عنوان نماینده ی اول تهران وارد مجلس شدند . ایشان در 4 خرداد 59 در دیدار نمایندگان مجلس با امام خمینی (ره) ، افتتاحیه جلسه را بر عهده داشتند . مرحوم حجازی با خطاب قرار دادن امام (ره) گفتند : « تو ای سلیمان زمان! بر مسند حکومت بنشین . ای داود عصر ! قضاوت کن . بر جهان حکومت کن . ارزانی ات باد این حکومت .» امام خمینی (ره) در جواب مرحوم حجازی فرمودند : «  من خوف این را دارم كه مطالبی كه آقای حجازی فرمودند درباره من، باورم بیاید. من خوف این را دارم كه با این فرمایشات ایشان و امثال ایشان برای من یك غرور و انحطاطی پیش بیاید. من به خدای تبارك و تعالی پناه می‌برم از غرور. من اگر خودم را برای خودم نسبت به سایر انسانها یك مرتبتی قائل باشم، این انحطاط فكری است و انحطاط روحی. من در عین حال كه از آقای حجازی تقدیر می‌كنم كه ناطق برومندی است و متعهد، لكن گله می‌كنم كه در حضور من مسائلی كه ممكن است من باورم بیاید فرمودند.»

صوت این جلسه با عنوان « نوح کشتی بان » در سایت khamenei.ir قرار داده شده است . حاشیه ای که ذهن من را درگیر خودش کرده است ، صدای گریه ی حاضرین است در هنگام سخنان امام (ره) . چرا حاضرین باید گریه کنند ؟ امام که حرف گریه داری نمی زند . روضه هم نمی خواند . راز این گریه چیست ؟ .

این گریه باید اشک شوق باشد نه اشک حزن . من که دلیل دیگری برای آن پیدا نمی کنم . 1 سال و چند ماه از انقلاب گذشته است . 1 سال و چند ماه می شود که مردم از 2500 سال سایه ی ظل الله دانستن شاه و فره ایزدی پادشاه خلاص شده اند . نزدیک 16 ماه می شود که دیگر خبری از شاهنشاه آریا مهر ( خورشید ایرانیان ) نیست . حالا آن مردم در برابر خود کسی را می بینند که دوست ندارد از او تعریف کنند . خوشحال که نمی شود هیچ ، نگران هم می شود . به ستاینده پاداش که نمی دهد هیچ ، توبیخش هم می کند . از این قرار اگر باشد ، در این نظام دیگر کسی نباید منتظر تعریف و تمجید باشد . دیگر کسی نباید از انتقاد دیگران چهره در هم بکشد و روی دژم کند . این چنین نویدی اشک شوق ریختن هم دارد . اشک شوق که سهل است ، بر این مژده گر جان فشانم رواست .  

 

-----------------------------------------------

پ.ن. فایل صوتی تحلیل پدیده ی پاشایی

http://simafekr.tv/0fa1026idattach.htm

ارسال در تاريخ پنجشنبه نهم بهمن 1393 توسط انشا من

باسمه تعالي

مطلب صنفي

مقدمه

تقريبا اواخر آذر ماه بود که اطلاعيه اي بر روي سيستم آموزشي گلستان آمد مبني بر اين که تمام دانشجويان تا تاريخ 16 ديماه (که بعدا اين مهلت تا تاريخ 20 دي تمديد شد) فرصت دارند که بدهي هاي خود را از طريق سامانه آموزشي گلستان تسويه نمايند و عدم تسويه هر دانشجو باعث خواهد شد که به او اجازه انتخاب واحد براي ترم بعد داده نشود .



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ سه شنبه هفتم بهمن 1393 توسط محسن تاجیک
بسم الله الرحمن الرحیم

آورده اند که در روزگار کهن ، پادشاهی غلامی هندی داشت و این غلام ، محبوب و مورد اطمینان پادشاه بود . پادشاه طلبی داشت از تاجری در هند . پس دستور داد که حواله ای در وجه غلام بنویسند تا غلام به هند رفته و طلب را وصول کند و برگردد . وزیر پادشاه که این دستور بشنید ، فرمود تا در حواله بنویسند : « پادشاه احمق و نادان دستور داده است تا مدیون به موجب این حواله ، طلب را تسلیم غلام دانشمند و زیرک کند .» چون حواله را نزد پادشاه بردند که ممهورش کند ، از دیدن متن حواله در خشم شد و وزیر را طلبید . چون وزیر نزد او آمد ، وی را گفت : « چرا گفته ای که در نامه ما را احمق و نادان یاد کنند ؟ » . وزیر امان خواست و چون دانست که در امان است ، گفت : « پادشاها ! شما فرموده اید غلامی را که در این جا غلامی بی چیز است و نه زنی دارد و نه فرزندی و نه دلبستگی  را به هند که موطن اوست بفرستند تا طلب هنگفت شما را وصول کند . بی شک غلام چون پایش بدان جا رسد و چنان ثروتی به چنگ آرد ، هیچ گاه بدین جا برنخواهد گشت تا محنت غلامی را دوباره بر خویش هموار کند . » شاه که از پاسخ وزیر در شگفت شده بود ، از در انکار درآمد و گفت : « نه ؛ این غلام محبوب و مورد اعتماد ماست . اگر از این سفر بازگشت چه می گویی ؟ » وزیر پاسخ داد : « اعلی حضرتا ! آن گاه دستور خواهم داد صفت نادان و احمق را از برابر نام شما پاک کرده و در برابر نام غلام بنویسند . » الغرض ، پادشاه سخن حکیمانه را نپذیرفت و در این ، عبرت ها باشد . غلام هم به هند رفت و طلب را وصول کرد و هیچ گاه بازنگشت که آن ثروت را رها کرده و  غلامی پادشاه را بکند .   

بعد التحریر :

نوشتن این حکایت هیچ مناسبت خاصی ندارد . فقط وقتی شنیدم که مهرداد پولادی به ایران برنگشته است ، یاد این حکایت افتادم ، این جا نوشتم که با هم بخندیم ، به هم نه .

ارسال در تاريخ دوشنبه ششم بهمن 1393 توسط انشا من
.: Weblog Themes By Blog Skin :.
.: Edit by ASedJavad :.